X
تبلیغات
مردم شناسی

مردم شناسی

ضرورت های اجتماعی روز به روز مارا به سوی تعاون می برد. ویل دورانت

پیشینه استاد

دکتر مرتضی فرهادی در سال 1323 در ملایر دیده به جهان گشود. ایشان دارای دکتری رشتۀ جامعه شناسی می باشد. فرهادی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبئی می باشد. نامبرده از سال 1346 همکاری با مطبوعات را شروع کرده و تا کنون به شکل‌های گوناگون آن را ادامه داده است

و در حال حاضر، سردبیری فصلنامة «علوم اجتماعی» دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی را به عهده دارد. کتابهای " فرهنگ یاریگری در ایران" و "واره: نوعی تعاونی سنتی کهن و زنانه در ایران" تالیف،وی، به ترتیب در دوره های سیزدهم و بیستم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شدند.گروه : علوم انسانی رشته : علوم اجتماعی تحصیلات رسمی و حرفه ای : مرتضی فرهادی پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه، تحصیلات دانشگاهی را در مقطع لیسانس در رشتۀ روان شناسی، فوق لیسانس در رشتۀ ارتباطات اجتماعی و دکترا در رشتۀ جامعه شناسی به پایان رساند.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : مرتضی فرهادی از سال 1346 همکاری با مطبوعات را شروع کرده و تا کنون به شکل‌های گوناگون آن را ادامه داده است و در حال حاضر، سردبیری فصلنامة «علوم اجتماعی» دانشکدۀ علوم اجتماعی می باشدفعالیتهای آموزشی : مرتضی فرهادی از کمی قبل از انقلاب اسلامی تا کنون، در دانشکده‌های مختلف به تدریس دروسی نظیر مبانی مردم شناسی، مردم شناسی روستایی، مردم شناسی ایران، مردم شناسی هنر، مردم شناسی فرهنگی، جامعه شناسی ایلات وعشایر، جامعه شناسی روستایی، تعاونی‌های سنتی، نظریه‌ها و سازمان‌های مشارکتی، روان‌شناسی اجتماعی و ... پرداخته است. نخستین پژوهش میدانی و مردم شناسی وی در سال 1347 انجام و در سال 1348، در نخستین ویژه‌نامة روستایی ایران به نام کتاب روستا به چاپ رسیده است.وی هم اکنون عضو هیئت علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است.جوائز و نشانها : کتاب موزه‌های درباد ایشان کتاب برجستة هشتمین دورة معرفی کتاب‌های برگزیدة دانشگاه تهران و پژوهش برگزیدۀ فرهنگی سال 1375 در زمینة مردم شناسی و تاریخ هنر بوده است. کتاب "فرهنگ یاریگری در ایران " وی نیز برندة جایزة نخست نهمین جشنوارة روستایی وزارت جهاد سازندگی، کتاب برجستۀ هفتمین دورة معرفی کتاب‌های دانشگاهی دانشگاه تهران و کتاب برگزیدة سیزدهیمن دورة کتاب سال جمهوری اسلامی در زمینة علوم اجتماعی شده است. همچنین کتاب"واره: نوعی تعاونی سنتی کهن و زنانه در ایران" تالیف وی ، در دوره بیستم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،به عنوان کتاب سال برگزیده شد.چگونگی عرضه آثار : مرتضی فرهادی در حوزة مردم شناسی و توابع آن، رکور‌ددار چاپ مقاله در مجلات علمی ـ پژوهشی وعلمی ـ ترویجی بوده و تا کنون بیش از 119 مقالة چاپ اول در سالنامه‌ها، فصلنامه ها، گاهنامه‌ها و ماهنامه‌های علمی ـ تخصصی به چاپ رسانده است. از سال 1357 تا کنون از ایشان 10  جلد کتاب و پژوهشنامه و یک جلد کتاب شعر به چاپ رسیده است. همچنین افزون بر چهل مقاله در موضوعات مختلف جامعه‌شناسی و مردم شناسی درمجلات و نشریات گوناگون از ایشان به چاپ رسیده است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: 1. «گونه شناسی یاوری‌ها و یاریگری‌های سنتی در ایران»، نامة علوم اجتماعی، دورة جدید، ش1 (پاییز 1367)، دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران؛ و کیهان فرهنگی، سال 2، شمارة 10 (دی‌ماه 1364) 2. «آیا کشاورزان ایرانی تکرو هستند؟»، فصلنامۀ تعاون روستایی و کشاورزی، ش 3 و 4 (زمستان 67 و بهار 1368). سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران. 3. «سابقة تاریخی و معناشناسی نام خمین»، مجله باستان‌شناسی و تاریخ، ش6 (نیمسال اول 1368)، مرکز نشر دانشگاهی. 4. «نقش میش در هنرهای کلامی و ادبیات عامیانة عشایر سیرجان و چند شهر پیرامون آن»، فصلنامة هنر، ش11 (تابستان 1365)، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی. 5. «دگریاری و خودیاری در جشن میان بهار در اسک لاریجان آمل»، فصلنامة رشد علوم اجتماعی، ش3 (بهار 1369) دفتر تحقیقات و برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی. ایشان، همچنین، ده کتاب آمادة چاپ دارند که در آیندة نزدیک، منتشر خواهد شد. آثار :  1 در فصل‌های خنده‌ دشوار ویژگی اثر : (مجموعة شعر)2 فرهنگ یاریگری در ایران ویژگی اثر : تالیف،این کتاب در دوره سیزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی و برگزیده شده است.آشنایی با کتاب: «فرهنگ یاریگری در ایران»: فرهنگ یاریگری در ایران؛ مرتضی فرهادی؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1373. موضوع کتاب فرهنگ یاریگری در ایران، شناخت یاریگریهای سنتی و گونه شناسی آنها و معرفی بهترین مصادیق یاریگری در دو زمین? آبیاری و کشاورزی (کشتکاری و باغداری) است. مؤلف لزوم بهره گیری از تجربیات تعاونیها و یاریگریهای سنتی در تعاونیهای جدید و همچنین بسیج گسترده مردم به منظور مشارکت در امر توسعه را از مهمترین انگیزه های خود برای تألیف کتاب بیان کرده است. اطلاعات ارائه شده در کتاب، بخشی از طریق مسافرتهای مؤلف به نقاط مختلف ایران و تحقیقات میدانی و مصاحبه و بخشی دیگر نیز با استفاده از منابعی که در کتاب هم ذکر شده به دست آمده است. «فرهنگ یاریگری در ایران» می تواند به عنوان یک الگوی پژوهشی، علمی و آموزشی در زمینه مردم شناسی کاربردی، جامعه شناسی، جغرافیای انسانی، تعاون و... به شمار رود. همچنین توضیح شیوه های مدیریت سنتی و دسته جمعی بر منابع طبیعی و فعالیتهای تولیدی سنتی در ایران بیان تعاریف مشخص و دقیق برای هر یک از موضوعات مطروحه را می توان از دیگر ویژگیهای کتاب برشمرد. کتاب فرهنگ یاریگری در ایران و سه بخش و هشت فصل تدوین شده است 3 موزه‌های بازیافته  4 نامه کمره ویژگی اثر : دو جلد5 نگاهی به اهمیت و پیشینة کبوترخانه‌های ایران  6 واره: نوعی تعاونی سنتی کهن و زنانه در ایران ویژگی اثر : تالیف،این کتاب ، در دوره بیستم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،به عنوان کتاب سال معرفی و برگزیده شد. آشنایی با کتاب: واره واره: نوعی تعاون سنتی کهن و زنانه در ایران؛ درآمدی به مردم شناسی و جامعه‌شناسی تعاون و مشارکت مردمی نوشتة مرتضی فرهادی؛ ویراستة غلامحسین صالح‌نسب. ـ تهران: وزارت جهاد کشاورزی، معاونت ترویج و مشارکت مردمی، دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی، 1380.630 ص.: مصور، نوشته، جدول، نمودار. واژه‌نامه. «واره» نوعی سازمان غیر رسمی تعاونی سنتی غالباً زنانه و بسیار کهن، با محور اصلی هم‌یاری از نوع تجمیعی(همگرا) است. در «واره» اعضا بیشتر به یک کاسه کردن تولیدات شیری خود توجه دارند؛ اما در کنار آن، هم به انواع دیگر یاریگری و هم به انواع دیگر مبادله، روی می‌آورند. سازمان واره دارای کارکردهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، روانی، آموزشی و تفریحی است و به جهت کارکردهای مهم آن، هزاران سال است که در جامعة سنتی ما و برخی کشورهای همسایه وجود دارد. اثر پژوهشی حاضر که به همت و پشتوانة سه دهه تلاش محقق ارجند سامان پذیرفته است، یکی از بهترین نمونه‌های پژوهش در زمینة دانش بومی در ایران است. نویسنده با به تصویر کشیدن کلیة خطوط و زوایای پنهان یک سازمان اجتماعی پیچیده در بین زنان روستایی ایران، به خوبی نشان داده است که دانش بومی ما، در عین پیچیدگی، خود، یک ثروت عظیم فرهنگی و اجتماعی است. این کتاب، حاصل کندوکاوی عمیق برای شناساندن ابعاد نا شناخته و ارزشمند دانش بومی و برخی شیوه‌های مشارکتی زنان روستایی این مرز و بوم است. اهتمام مؤلف محترم درتدوین این کتاب که حاصل پژوهش‌های گسترده و مستمر خود اوست، جای تقدیر و ستایش دارد. غالب منابع و ارجاعات، دست اول است. کتاب از آن روی که مبتنی بر یک سلسله تحقیقات روشمند و مستند و دقیق و بدیع است، یکی از آثار ارزشمند در حوزه‌های پژوهش‌های مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی روستایی به شمار می‌رود. کتاب شناسی مفصل (شامل کتاب‌ها، پژوهش‌ها، پایان‌نامه‌ها، گزارش‌های تحقیقی و ...) و فهارس نُه گانه (نام ‌اشخاص، نام طوایف و عشایر و اقوام، نام جای‌ها، فهرست اصطلاحات و واژگان محلی و...) بر مزیـّت آن افزوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 12:22  توسط دکتر فرهادی  | 

آثار استاد

کتاب واره نوشته دکتر مرتضی فرهادی، استاد انسان شناسی دانشکده علامه طاطبایی و مدیر مشاور ارشد  ما در «انسان شناسی و فرهنگ» به عنوان نخستین اثر برگزیده در جشنواره فارابی انتخاب شد.  این موفقیت که گویای ارزش کارهای اصیل پژوهشی و توانایی پژوهشگران زحمتکش در کشور ما است، مایه افتخار برای همه علاقمندان به ایران به حساب می آید.

معرفی آثار پژوهشی برگزیده   

    واره: درآمدی بر مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی تعاون / دکتر مرتضی فرهادی
«کارل پوپر» گفته بود: «شناخت با مشاهده آغاز نمی‌شود. بلکه با مسئله آغاز می‌گردد و آهن هنگامی است که چیزی در ذهن آدمی نابسامان است. «از حسن یا بد حادثه و برخلاف نیمی از سخن «پوپر»، در 1346 و 1347 بین مشاهدات آغازین و پیشین مؤلف در روستاها و شهرهای کوچک ایران و نظریات رایج در کلاس‌های دانشکده، چنان تفاوت و اختلافی وجود داشت که نیمه دوم سخن پوپر یعنی «نابسامانی ذهنی» قدرتمندی را در مؤلف به وجود آورد که چهار دهه وی را به دنبال این مسئله کشانید و به تدریج به هدف‌های نظری و بنیادی وی در این مدت، هدف‌های بومی‌سازی، توسعه‌ای و کاربردی را نیز افزود.

روش کار بنابر ماهیت موضوع میدانی اکتشافی بوده است و لذا همچون همه پژوهش‌های اکتشافی فاقد مبانی نظری مسلم بوده است. این امر دانسته‌ای است که کارهای میدانی و به ویژه کارهای میدانی اکتشافی در انسان‌شناسی، خود پایه تعاریف، طبقه‌بندی و نظریات جدید قرار می‌گیرد و باز بنا بر طبیعت موضوع روش پژوهشی ما به قول «مالینوسکی» روش مشاهده مشارکتی و با رهیافت از درون غالباً همراه بوده است. این پژوهش فرساینده و کاربر و زمان‌بر و هزینه‌ساز و پرمخاطره چهل‌ساله و البته موازی با کارهای عام‌تر درباره کل‌یاری‌گری‌های سنتی در ایران و جهان ـ به شکل غالباً میدانی و اکتشفای و بعضاً کتابخانه‌ای ـ به نتایج حداقلی به زعم خود و حداکثر به زعم برخی صاحبنظران و منتقدین دست یافته ـ که در نقدها و معرفی‌های اثر بازتابیده است(1) ـ و به قول «موریس دوورژه» در سه سطح توصیف دقیق، تعریف و طبقه‌بندی و تبیین و نظریه‌پردازی به مواردی که به برخی از آنها در اینجا اشاره می‌شود، نایل آمده است:

1. کشف و توصیف دقیق واره با دو میلیون عضو در مقطع 1335 که در آن زمان جمعیت زنان و دختران ایران تنها «9 میلیون» بوده است و نظامات دیگری همچون مال و بلوک (مختابادی) و انواع غالباً ناشناخته‌ای از گروه‌ها و سازمان‌های تعاونی غیررسمی زنانه و مردانه در ایران.

2. تضعیف نظریه تک‌روی و فردگرایی کشاورزان در کل جهان، بازتابیده در نظریات «کارل مارکس» و «موریس هالبواکس» و رد نظریه خانم «لمبتون» در کتاب: مالک و زارع در ایران و پیروان بی‌شمارش.

3. نقد و تصحیح تعاریف و طبقه‌بندی‌های غالباً دوتایی و عرضی اروپاییان از همکاری که در مقاله‌ای به شکل جداگانه‌ای نیز به چاپ رسیده است(2).

4. طرح طبقه‌بندی جوهری جدید از همکاری بر پایه صفات ممیزه ـ یعنی صفاتی که تنها یک نوع را دربرمی‌گیرد ـ در ربع قرن گذشته که این طبقه‌بندی دایما تکمیل و دقیق‌تر شده و چهار بار تجدید چاپ شده است(3).

5. دستیابی به ساخت‌های جهانی و جوهری همکاری که در مقدمه واره مطرح است و مقاله‌ای جداگانه از آن استخراج شده است. این ساخت نه تنها در میان آدمیان که در میان حیوانات و گیاهان نیز وجود دارد و دارای اهمیت بنیادی در فهم واقعیت و مکاتب انسان‌شناسی است که این یافته نشان می‌دهد که انواع جوهری همکاری جهان‌گستر و زمان‌گسترند. به عبارت دیگر انواع همکاری در عرضیات در حال دگرگونی و در ساخت پایدار و ماندگارند.

6. دستیابی به ساخت تغییرات مالکیت در دام از مالکیت طایفگی به مالکیت فردی که تا به حال شواهد تاریخی و زبان شناختی همراه نبوده است که می تواند برای علومی همچون اقتصاد و تاریخ مالکیت و روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی و انسان شناسی اقتصادی مهم باشد.

7. دستیابی به مشخصات شی مقدس و تأثیرات امور دینی در مسایل اقتصادی ـ که غالباً عکس آن دانسته و بیان شده بود و کشف اصل «هم ربایی قطب های هم نام» در انسان شناسی دینی ایران و نشان دادن تأثیر پنهان اما شگفت آور باورهای مذهبی در پیدایش و تداوم درازمدت در طول تاریخ و بخش متأخر پیش از تاریخ ایران بر پایه مدارک زبان شناختی و مردم شناختی.

8. کشف نوع تازه ای از خویشاوندی در برخی از استان های شمالی ایران از آذربایجان تا خراسان افزون بر انواع شناخته شده خویشاوندی نصبی و سببی و رضایی با نام های محلی بسیار و از آن جمله «کریپ» که ما آن را «خویشاوندی آیینی» نام نهاده ایم.

9. و ...

 پی‌نوشت‌ها

1. برای نمونه نگاه کنید به:

ـ اسفندیار عباسی، در جستجوی برکت در قرن 21» (برنامه‌ریزی سیستمی، مسایل توسعه دانش بومی و باری‌گری)،‌نامه انسان‌شناسی، شماره 4 (پاییز و زمستان 1382، انجمن انسان‌شناسی، صص 243-253).

ـ ناهید مطیع، «نقد کتاب واره»، فصلنامه اقتصاد کشاورزی و توسعه، شماره 37 (بهار 1381)، صص 303-308.

ـ اسماعیل رمضانی، «واره، پژوهشی بی‌منت باران»، جهان کتاب، شماره 145 و 146 (اردیبهشت 1383).

ـ و دیگر معرفی و نقدهای فهرست‌شده در پایان کتاب انسان‌شناسی یاری گری، تهران، 1388، نشر ثالث، صص 572 و 573.

ـ کاوشگر سرزمین‌های ناشناخته: نگاهی به جهان اندیشه دکتر مرتضی فرهادی در دو کتاب: فرهنگ یاریگری در ایران و واره: http://www.anthropology.ir/node/3124

ـ انسان‌شناسی یاریگری: http://www.anthropology.ir/node/5758

2. نگاه کنید به:

فرهادی، مرتضی (نقد تعاریف و طبقه‌بندی‌های یاری‌گری)، نامه انسان‌شناسی، شماره 1، تابستان 1381، صص 101-121.

3. نگاه کنید به:

ـ فرهادی، مرتضی، «گونه‌شناسی یاری‌گری‌های سنتی در ایران»، کیهان فرهنگی، سال دوم، شماره 10 (دی‌ماه 1364) و ویراسته‌های جدید آن در:

فرهادی، مرتضی «گونه‌شناسی یاوری‌ها و یاری‌گری‌ها»، نامه علوم اجتماعی، شماره 1، پاییز 1369، صص 34-49.

فرهادی، مرتضی، انواع خود یاری و گونه‌آمیزی‌های آن، فصلنامه رشد علوم اجتماعی، شماره 5، پاییز 1369، صص 34-49.

فرهادی، مرتضی، گونه‌شناسی یاری‌گری‌ها و تعاونی‌های سنتی در ایران، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی، شماره 2، 1387، دانشگاه مازندران، 13-60.

به نقل از سایت جشنواره خوارزمی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:25  توسط دکتر فرهادی  | 

آثار استاد

کتاب‌ها:

الف‌ ـ کتاب‌های‌ چاپ‌ شده‌

 *ـ در فصل‌های‌ خنده‌ دشوار (مجموعة‌ شعر)

تهران‌، 1357، انتشارات‌ شب‌شکن‌.

 *ـ نامه‌ کمره‌ (دو جلد)

جلد اول‌ (جغرافیا و جغرافیای‌ تاریخی‌ و معناشناسی‌ نام‌ برخی‌ جای‌ها)

جلد دوم‌ (چند برش‌ در فرهنگ‌ کشاورزی‌ و دامداری‌ شهرستان‌ کمره‌) تهران‌ 1369، امیرکبیر.

 

*ـ نگاهی‌ به‌ اهمیت‌ و پیشینة‌ کبوترخانه‌های‌ ایران‌

تهران‌، 1372، جشنوارة‌ هنری‌ ادبی‌ روستا.

تصاویر: محمدطاهر بهزادی‌ و دیگران‌.

مترجم‌ فارسی‌ به‌ انگلیسی‌، عرفان‌ پرویز.

Aatbor: Morteza Farhadi:

Title:Survey on importance and History of Pigeon. Houses in Iran.

Photoes: Behzadi & Others.

Ist Edition: Spring 1372.

Printed & Bound by: Publlcation and Video Center of Jehad Sazandegi Clrculation: 3000Edition.

 

*ـ فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌ (درآمدی‌ بر مردم‌شناسی‌ و جامعه‌شناسی‌ تعاون‌ در ایران‌)

جلد اول‌ (یاریگری‌ در کشت‌ کاری‌ و آبیاری‌). تهران‌، 1373، مرکز نشر دانشگاهی‌.

برنده‌ جایزه‌ نخست‌ نهمین‌ جشنواره‌ روستا (وزارت‌ جهاد سازندگی‌).

و کتاب‌ برگزیده‌ سیزدهمین‌ دوره‌ کتاب‌ سال‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در زمینه‌ علوم‌ اجتماعی‌.

و کتاب‌ برجسته‌ هفتمین‌ دوره‌ کتاب‌های‌ برگزیده‌ دانشگاه‌های‌ کشور، از سوی‌ دانشگاه‌ تهران‌.

 

*ـ موزه‌هایی‌ در باد (رساله‌ای‌ در باب‌ مردم‌شناسی‌ هنر)

تهران‌، 1377. دانشگاه‌ علامة‌ طباطبایی‌.

پژوهش‌ برگزیده‌ فرهنگی‌ سال‌ در زمینة‌ مردم‌شناسی‌ و تاریخ‌ هنر.

کتاب‌ برجسته‌ هشتمین‌ دورة‌ معرفی‌ کتابهای‌ برگزیدة‌ دانشگاه‌ تهران‌.

 

*ـ موزه‌های‌ بازیافته‌ (گمانه‌زنی‌هایی‌ در فرهنگ‌ عشایر و روستائیان‌ سیرجان‌، بافت‌، بردسیر و شهر بابک‌ استان‌ کرمان‌).

تهران‌، 1378، انتشارات‌ کرمان‌شناسی‌.

 *ـ واره‌ نوعی‌ تعاونی‌ سنتی‌ کهن‌ و زنانه‌ در ایران‌

درآمدی‌ به‌ مردم‌شناسی‌ و جامعه‌شناسی‌ تعاون‌ و مشارکت‌ مردمی‌   

تهران‌، 1380. معاونت‌ ترویج‌ و مشارکت‌ مردمی‌ وزارت‌ جهاد کشاورزی‌.

کتاب‌ برگزیده‌ بیستمین‌ دورة‌ کتاب‌ سال‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در زمینة‌ علوم‌ اجتماعی‌.

برنده‌ جایزه‌ و دیپلم‌ افتخار سومین‌ جشنواره‌ ملی‌ زن‌ و روستا (عذرا).

 *ـ کشتکاری‌ و فرهنگ‌

چون‌ و چراهایی‌ بر کشاورزی‌ صنعتی‌ و شیوه‌های‌ سنتی‌ بهورزی‌ و بهداری‌ و توان‌ بخشی‌ زمینی‌ در ایران‌...

تهران‌، 1382. موسسه‌ پژوهش‌های‌ برنامه‌ریزی‌ و اقتصاد کشاورزی‌، وزارت‌ جهاد کشاورزی‌.

 *-انسانشناسی یاری گری

تهران، 1388 ، نشر ثالث.

 مقاله‌های‌ چاپ‌ شده‌:

الف‌ ـ فصلنامه‌ها و سالنامه‌های‌ تخصصی‌

 1- "Notes ethnologiques sur Ask. a Larijan sur Amol". LUQMAN (Annales des presses universitairesd'Iran Revue semestrielle. Douziإme annإe numإro 2. printemps. إtإ 1996.

 2. "Pigeon towers”. The splendour of Iran. Volum 2 (islamic period). 2001. Booth-Clibborn.com P. 66-73.

 3. "Rock engravings during archers era in Krman"cats a soas(circle of an cient Iranian). 2000.University of London.

http://www.cais-soas.co.uk/rock-engravings-archer.htm

 http://www.kkhec.ac-ir/iran%20 information/rock%20 engravings%20

of%20kerman.

 http://www.netiran.com/htdoes/clippings/social/98022**s001.htmi.

 4. "Cultural backrounds in naturai resourees"Jangal va Martaasocial and economic (quarterly). 1994.

http://www.net iran.com/Htdoes/clippings/social/94000so06.html

   5. "Die Taubenh user von Iran". bersetzung von Ali Mohaghegh.IRANISTIK. Deutschsprachige Zeitschrift for iran istische Studien. 2.Janrgang, Heft 1&2/2003-2004.

 6. «گونه‌شناسی‌ یاوری‌ها و یاریگری‌های‌ سنتی‌ در ایران‌»، نامة‌ علوم‌ اجتماعی‌، دوره‌ جدید، ش‌ 1 (پاییز 1367) دانشکده‌علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ تهران‌.

همچنین‌ در:

کیهان‌ فرهنگی‌، سال‌ 2، شماره‌ 10 (دی‌ ماه‌ 1364).

 7. «آیا کشاورزان‌ ایرانی‌ تکرو هستند؟»، فصلنامه‌ تعاون‌ روستایی‌ و کشاورزی‌، ش‌ 3 و 4 (زمستان‌ و بهار 1367). سازمان‌مرکزی‌ تعاون‌ روستایی‌ ایران‌.

 8. «بُنه‌شناسی‌ (پیشینه‌ پژوهش‌، نقد آرا در چگونگی‌ پیدایش‌ بنه‌). فصلنامه‌ تحقیقات‌ جغرافیایی‌، ش‌ 15 (زمستان‌ 1368).معاونت‌ فرهنگی‌ آستان‌ قدس‌ رضوی‌.

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ کرمان‌، ش‌ 4 (بهار 1371). مرکز کرمان‌شناسی‌.

 9. «پُپ‌ گوش‌ (واکسیناسیون‌ پیش‌ از پاستور) در میان‌ عشایر سیرجان‌ و چند شهر پیرامون‌ آن‌»، فصلنامه‌ عشایری‌ ذخایرانقلاب‌، ش‌ 5 (زمستان‌ 1367)، دبیرخانه‌ شورای‌ عالی‌ عشایر ایران‌.

و همچنین‌ در:

مجله‌ دانشمند، سال‌ 29، ش‌ 5 (مرداد 1370)

 10. «واره‌، گمنام‌ و بی‌آوازه‌ با صد نام‌ و آوازه‌ (رساله‌ای‌ در باب‌ تاریخ‌ نوعی‌ تعاونی‌ کهن‌ و زنانه‌)، نامة‌ علوم‌ اجتماعی‌، دوره‌جدید، جلد دوم‌ شماره‌ 2 (تابستان‌ 1370).

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ ذخایر انقلاب‌، شماره‌ 16 (پاییز 1370)

 11. «سابقه‌ تاریخی‌ و معناشناسی‌ نام‌ خمین‌». مجله‌ باستان‌شناسی‌ و تاریخ‌، ش‌ 6 (نیمسال‌ اول‌ 1368)، مرکز نشردانشگاهی‌.

و همچنین‌ در:

راه‌ دانش‌ (فصلنامه‌ تحقیقات‌ فرهنگی‌ ـ هنری‌ استان‌ مرکزی‌)، ش‌ 3 و 4 (پاییز و زمستان‌ 1374). اداره‌ کل‌ فرهنگ‌ و ارشاداسلامی‌ استان‌ مرکزی‌.

 12. «نقش‌ میش‌ در هنرهای‌ کلامی‌ و ادبیات‌ عامیانه‌ عشایر سیرجان‌ و چند شهر پیرامون‌ آن‌». فصلنامه‌ هنر، ش‌ 11 (تابستان‌1365)، وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌.

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ عشایری‌ ذخایر انقلاب‌، ش‌ 7 (تابستان‌ 1368).

 13. «بیل‌ گردانی‌ (آخرین‌ بازمانده‌ یک‌ ورزش‌ پهلوانی‌ و آیینی‌ در ایران‌». فصلنامة‌ ورزش‌، ش‌ 7، دفتر تحقیقات‌ و آموزش‌سازمان‌ تربیت‌ بدنی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌.

و همچنین‌ در:

فصلنامة‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌، سال‌ سوم‌، ش‌ 10 (زمستان‌ 1370)

و همچنین‌ در:

ماهنامه‌ آبزیان‌، ش‌ 12 و 13 (آبان‌ و آذر 1370).

و همچنین‌ در:

«بیل‌ گردانی‌"، آخرین‌ بازمانده‌ یک‌ ورزش‌ پهلوانی‌ و آیینی‌ در نیمه‌ور محلات‌». مجموعه‌ مقالات‌ نخستین‌ همایش‌ بازی‌،فرهنگ‌، جوانان‌، تهران‌ بهار 1382، پژوهشکده‌ مردم‌شناسی‌ سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌ کشور.

و همچنین‌ در:

فصلنامة‌ راه‌ دانش‌، اداره‌ کل‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ استان‌ مرکزی‌.

 14. «واره‌ و دلایل‌ تداوم‌ آن‌». فصلنامة‌ علوم‌ اجتماعی‌، سال‌ اول‌، ش‌ 1 و 2 (پاییز و زمستان‌ 1370).

 15. «بُرّ ابُرّی‌: رقابتی‌ که‌ به‌ یاریگری‌ می‌انجامد». فصلنامة‌ رشد آموزش‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 2 (زمستان‌ 1368)، دفترتحقیقات‌ و برنامه‌ریزی‌ و تالیف‌ کتب‌ درسی‌.

 16. «نقش‌ مازنجیل‌: نشانه‌شناسی‌ و ردیابی‌ فرهنگی‌ نقشی‌ از نقش‌ و نگارهای‌ گلیمینه‌های‌ طایفة‌ کورکی‌». نامه‌ فرهنگ‌ ایران‌،دفتر دوم‌ (1365)، بنیاد نیشابور.

و همچنین‌ فشرده‌ای‌ از این‌ مقالة‌ مفصل‌ در:

کتاب‌ ماه‌ هُنر (ویژه‌نامة‌ فرش‌)، ش‌ 23 و 24 (مرداد و شهریور 1379).

 17. «کشت‌ آدوری‌ (خاروابسته‌)». مجموعه‌ مقاله‌های‌ سمینار جامعه‌شناسی‌ و توسعه‌ (19ـ21 آذر 1370). تهران‌، 1373،سازمان‌ مطالعه‌ و تدوین‌ کتب‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ها (سمت‌).

و همچنین‌ در:

فصلنامة‌ کرمان‌، ش‌ 1 (تابستان‌ 1370)، مرکز کرمان‌شناسی‌.

و همچنین‌ در :

ماهنامة‌ جهاد، ش‌ 134 (آبان‌ ماه‌ 1369). وزارت‌ جهاد سازندگی‌.

 18. دگریاری‌ و خودیاری‌ در جشن‌ میان‌ بهار در اسک‌ لاریجان‌ آمل‌». فصلنامة‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 3 (بهار 1369)، دفترتحقیقات‌ و برنامه‌ریزی‌ و تالیف‌ کتب‌ درسی‌.

و همچنین‌ در:

هفتاد مقاله‌، گردآوری‌ یحیی‌ مهدوی‌ ـ ایرج‌ افشار، تهران‌، 1371، جلد 2، انتشارات‌ اساطیر.

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ پژوهش‌ زنان‌. ش‌

 19. «وره‌، نوعی‌ تعاونی‌ سنتی‌ کهن‌ و زنانه‌ در کمره‌». نامة‌ فرهنگ‌ ایران‌، دفتر سوم‌ (1368)، بنیاد نیشابور.

و همچنین‌ در:

ماهنامة‌ سنبله‌، ش‌ 13 (آبان‌ 1368 و شمارة‌ 14 (آذر و دی‌ 1368).

 20. «بُنه‌شناسی‌ (تعاریف‌ و گونه‌شناسی‌)». فصلنامة‌ تحقیقات‌ جغرافیایی‌، ش‌ 24 (بهار 1371).

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ کرمان‌، ش‌ 5 (تابستان‌ 1371) مرکز کرمان‌شناسی‌.

 21. «تقویم‌ آب‌ و هوایی‌ در ایلات‌ و عشایر سیرجان‌، بافت‌ و میمند شهر بابک‌». نشریه‌ دانشکدة‌ ادبیات‌ و علوم‌ انسانی‌، دوره‌اول‌ ش‌ 2 و 3 (زمستان‌ 1369 و بهار 1370)، دانشگاه‌ شهید باهنر کرمان‌.

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ عشایری‌ ذخایر انقلاب‌، ش‌ 11 (تابستان‌ 1369).

و همچنین‌ در:

نامواره‌ دکتر محمود افشار. جلد ششم‌: گردآوری‌ ایرج‌ افشار و با همکاری‌ کریم‌ اصفهانیان‌، تهران‌، 1370.

 22. «نقش‌ و نگارهای‌ گلیمینه‌های‌ طایفه‌ کورکی‌ از ایل‌ قرایی‌ سیرجان‌ و بردسیر». فصلنامه‌ عشایری‌ ذخایر انقلاب‌، ش‌ 12،(پاییز 1369) و به‌ نقل‌ از آن‌ در:

روزنامه‌ جهان‌ اسلام‌، پنجشنبه‌ 18 مهر 1370.

 23. «خمین‌ و کمره‌ در سفرنامه‌ها». فصلنامه‌ تحقیقات‌ جغرافیایی‌، ش‌ 4، سال‌ پنجم‌ (زمستان‌ 1369)، معاونت‌ فرهنگی‌آستان‌ قدس‌ رضوی‌.

و همچنین‌ با اضافاتی‌ در:

فصلنامه‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 19 و 20 (پاییز و زمستان‌ 1378).

 24ـ «انواع‌ خودیاری‌ و گونه‌آمیزی‌های‌ آن‌». فصلنامه‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 5 (پاییز 1369). دفتر تحقیقات‌ و برنامه‌ریزی‌ وتالیف‌ کتب‌ درسی‌.

 25. «مشکه‌سازی‌ و مشکه‌زنی‌ در چهارده‌ روستای‌ کمره‌»، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، جلد بیست‌ و هشتم‌، تهران‌ 1368.

و همچنین‌ در:

جشن‌ نامه‌ دکتر محمدحسن‌ گنجی‌ (مجموعه‌ مقالات‌ جغرافیایی‌)، به‌ کوشش‌ دکتر ایرانپور جزنی‌، تهران‌، 1371، انتشارات‌گیتاشناسی‌.

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ تحقیقات‌ جغرافیایی‌، شماره‌ 25، (تابستان‌ 1371) بنیاد پژوهش‌های‌ اسلامی‌.

 26. زمینه‌های‌ فرهنگی‌ در منابع‌ طبیعی‌ و لزوم‌ بازنگری‌ به‌ مسائل‌ اجتماعی‌ در منابع‌ طبیعی‌، سمپوزیوم‌ مسایل‌ اجتماعی‌ درمنابع‌ طبیعی‌ (اسفند 69). معاونت‌ امور اجتماعی‌ وزارت‌ جهاد سازندگی‌.

و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ جنگل‌ و مرتع‌، ش‌ 35 (زمستان‌ 1373)، سازمان‌ جنگل‌ها و مراتع‌ کشور.

 27. «کبوترخانه‌های‌ ایران‌، اعجاز معماری‌ و خلاقیت‌ در کار کشاورزی‌». ایران‌ زمین‌، سال‌ دوم‌، ش‌ 3 و 4 (تابستان‌ 1372).معاونت‌ امور سیاحتی‌ و زیارتی‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌.

و همچنین‌ در:

صفّه‌ (نشریه‌ علمی‌ پژوهشی‌ معماری‌ و شهرسازی‌). ش‌ 13 و 14 (بهار و تابستان‌ 1373). دانشکده‌ معماری‌ و شهرسازی‌دانشگاه‌ شهید بهشتی‌.

 28. «واره‌، نوعی‌ تعاونی‌ سنتی‌ و زنانه‌». فصلنامه‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 6 و 7 (زمستان‌ 1369 و بهار 1370).

و همچنین‌ در:

گاهنامه‌ کشاورزی‌. ش‌ 2 (شهریور 1373)، اراک‌، سازمان‌ کشاورزی‌ استان‌ مرکزی‌.

 29. «معرفی‌ ابزارها در مجموعة‌ سنگ‌نگاره‌های‌ صخره‌ای‌ نو یافته‌ در تیمره‌». فصلنامه‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 5 و 6 (بهار و تابستان‌1375). اداره‌ کل‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ استان‌ مرکزی‌.

 30. «نیمه‌ور، کهنسال‌ نام‌ آور»، فصلنامه‌ راه‌ دانش‌. ش‌ 7 و 8 (پاییز و زمستان‌ 1375).

 31. «ترانه‌های‌ کار مشک‌زنی‌ در روستاهای‌ کمره‌». فصلنامه‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 9 و 10 (بهار و تابستان‌ 1376).

 32. «مختصات‌ شیئی‌ مقدس‌ و اصل‌ همربایی‌ قطب‌های‌ همنام‌، مصادیق‌: شیر، آب‌، آتش‌ و سفیدمانی‌ در فرهنگ‌ ایرانی‌».نمایة‌ پژوهش‌، ش‌ 7 و 8 (پاییز و زمستان‌ 1377).

 33. «موزه‌هایی‌ در باد، معرفی‌ مجموعة‌ عظیم‌ سنگ‌نگاره‌های‌ نویافته‌ تیمره‌». فصلنامه‌ علوم‌ اجتماعی‌ ش‌ 7 و 8 (پاییز وزمستان‌ 1374). دانشکده‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی‌.

 34. «لایروبی‌ و جشن‌ پایان‌ لایروبی‌ و حکومت‌ زنان‌ در توجه‌غاز سامن‌ ملایر». فصلنامه‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌. ش‌ 17 (پاییز1372).

 35. «نظریه‌های‌ همکاری‌ در کار اندیشه‌ورزان‌ و دانشمندان‌ علوم‌ اجتماعی‌ و دلایل‌ کم‌توجهی‌ نسبی‌ به‌ آن‌». فصلنامه‌ تعاون‌روستایی‌ و کشاورزی‌. ش‌ 1. 2 (تابستان‌ و پاییز 1374).

 36. «چوم‌سوزان‌، سازمان‌ سنتی‌ مبارزه‌ با سرماهای‌ نابهنگام‌ در روستاهای‌ الیگودرز، سمیرم‌، شهرکرد و نجف‌آباد». فصلنامه‌تحقیقات‌ جغرافیایی‌، ش‌ 31 (زمستان‌ 1372).

و همچنین‌ در:

ناموارة‌ دکتر محمود افشار، جلد دهم‌، تهران‌ 1377. بنیاد موقوفات‌ دکتر محمود افشار.

 37. «صنعت‌ بر فراز سنت‌ یا در برابر آن‌؟». مقالات‌ منتخب‌ فرهنگ‌ و توسعه‌. ج‌ 2، سمینار فرهنگ‌ و توسعه‌ وزارت‌ فرهنگ‌ وارشاد اسلامی‌.

و ویراستة‌ خلاصه‌ شده‌ای‌ از آن‌ در:

نامة‌ پژوهش‌. ش‌ 1 (تابستان‌ 1375). مرکز پژوهش‌های‌ بنیادی‌ و همچنین‌ در:

فصلنامه‌ فرهنگ‌ (ویژه‌ علوم‌ اجتماعی‌). ش‌ 22 و 23 (تابستان‌ و پاییز 1376). پژوهشگاه‌ علوم‌ انسانی‌ و مطالعات‌ فرهنگی‌.

و به‌ نقل‌ از آن‌ در:

روزنامة‌ همشهری‌. شماره‌های‌ 1112 تا 1114 (14 ـ 16 آبان‌ ماه‌ 1375). و همچنین‌ در:

روزنامة‌ کار و کارگر، ش‌              (22 ـ 28 آبان‌ ماه‌ 1377).

 38. «شهرستان‌ محلات‌، کانونی‌ تاریخی‌ با جاذبه‌های‌ بسیار در پیرامون‌ اراک‌». فصلنامه‌ راه‌ دانش‌. ش‌ 1 و 2 (بهار و تابستان‌1374).

 39. «مشارکت‌ زنان‌ روستایی‌ و ایلی‌ ایران‌ در گروه‌های‌ یاریگر و سازمان‌های‌ تعاونی‌ سنتی‌». فصلنامه‌ اقتصاد کشاورزی‌ وتوسعه‌. سال‌ سوم‌ (بهار 1374).

 40. «رفتارهای‌ یاریگرانه‌ جانوران‌». فصلنامه‌ تعاون‌ روستایی‌ و کشاورزی‌. ش‌ 3 و 4 (تابستان‌ و پاییز 1374).

 41. «برخی‌ روش‌های‌ پیشگیرانه‌ در دانش‌ عامیانه‌ در میان‌ عشایر و روستاییان‌ استان‌ کرمان‌». کنگرة‌ بین‌المللی‌ تاریخ‌ پزشکی‌در اسلام‌ و ایران‌. (11 و 14 مهر ماه‌ 1371).

و همچنین‌ در:

مجموعه‌ مقالات‌ دومین‌ سمینار و دهه‌ کرمان‌شناسی‌. کرمان‌ 1374. مرکز کرمان‌شناسی‌.

 42. «سنگ‌نگاره‌های‌ سه‌ جانور منقرض‌ شده‌ در نقوش‌ ما قبل‌ تاریخی‌ و نویافته‌ تیمره‌». راه‌ پژوهش‌. ش‌ 6 و 7 (پاییز 1374).معاونت‌ پژوهشی‌ دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی‌.

و همچنین‌ در:

ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 73 (مهر ماه‌ 1374).

 43. «کبوترخانه‌های‌ اصفهان‌ در منابع‌ خارجی‌». مجله‌ باستان‌شناسی‌ و تاریخ‌. سال‌ هشتم‌. ش‌ 15 (پاییز و زمستان‌ 72). مرکزنشر دانشگاهی‌.

 44. «انواع‌ باران‌ در فرهنگ‌ و گویش‌ سیرجان‌ و چند شهر پیرامون‌ آن‌». نشریة‌ دانشکدة‌ ادبیات‌ و علوم‌ انسانی‌. دوره‌ سوم‌ ش‌1 (بهار 1371). دانشگاه‌ شهید باهنر کرمان‌.

و همچنین‌ در:

ماهنامة‌ فروهر، ش‌ 6 و 7 (آبان‌ و آذر 1362). (دو مقاله‌).

 45. «مشک‌سازی‌ و مشک‌زنی‌ در روستاها و ایلات‌ و عشایر سیرجان‌ و چند شهر پیرامون‌ آن‌». فصلنامه‌ کرمان‌. ش‌ 19(زمستان‌ 1374). مرکز کرمان‌شناسی‌.

 46. «گمانه‌ها و چون‌ و چراهایی‌ بر دیدگری‌های‌ نقوش‌ صخره‌ای‌ تیمره‌». فصلنامة‌ علوم‌ اجماعی‌. ش‌ 9 (پاییز 1376).دانشکده‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی‌.

 47. «آسیب‌شناسی‌ پژوهش‌های‌ فرهنگ‌ عامیانه‌ و لزوم‌ مردم‌نگاری‌ و مردم‌شناسی‌ دانش‌ها و فن‌آوری‌های‌ عامیانه‌ و کارابزارهای‌ سنتی‌ در ایران‌». فصلنامه‌ علوم‌ اجتماعی‌. ش‌ 5 و 6 (پاییز و زمستان‌ 1373) دانشکدة‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ علامه‌طباطبایی‌.

و به‌ نقل‌ از آن‌ در:

کاربرد دانش‌ بومی‌ در توسعه‌ پایدار. تالیف‌ محمدحسین‌ عمادی‌، اسفندیار عباسی‌. تهران‌، 1378. مرکز تحقیقات‌ و بررسی‌مسائل‌ روستایی‌ وزارت‌ جهاد سازندگی‌.

چاپ‌ جدید با افزوده‌های‌ بسیار و با نام‌ جدید:

«مردم‌نگاری‌ دانش‌ها و فن‌آوری‌های‌ سنتی‌، "نان‌ِ شب‌" مردم‌نگاران‌ ایران‌». نمایة‌ پژوهش‌، سال‌ سوم‌، ش‌ 11 و 12 (پاییز وزمستان‌ 1378).

 48. «گزارش‌ اجمالی‌ و مقدماتی‌ یک‌ کشف‌». تحقیق‌ در علوم‌ انسانی‌. ش‌ 1 (بهار 1375). نشریة‌ معاونت‌ پژوهشی‌ دانشگاه‌علامه‌ طباطبایی‌.

 49. «گزارش‌ سنگ‌ نبشته‌های‌ تنگ‌ غرقاب‌ گلپایگان‌. نامواره‌ دکتر محمود افشار. جلد نهم‌ (1375). بنیاد موقوفات‌ دکترمحمود افشار.

 50. «معرفی‌ نقوش‌ صخره‌ای‌ نویافته‌ در سیرجان‌ و شهر بابک‌». فصلنامه‌ میراث‌ فرهنگی‌. ش‌ 17 (بهار و تابستان‌ 1376).سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌.

 51. «بحران‌ محیط‌ زیست‌ در ایران‌ و لزوم‌ بازنگری‌ به‌ دانش‌های‌ بومی‌ و راهکارهای‌ فرهنگ‌ ملی‌». نمایة‌ پژوهش‌، ش‌ 15 و16 (پاییز و زمستان‌ 77)، (ویژه‌ دانش‌ها و فن‌آوریهای‌ سنتی‌).

 52. «ماکیان‌داری‌ سنتی‌ در روستای‌ کمره‌». فصلنامه‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 15 و 16 (پاییز و زمستان‌ 77).

 53. «چون‌ و چراهایی‌ بر نظریة‌ تکروی‌ و فردگرایی‌ تاریخی‌ ایرانیان‌ و به‌ ویژه‌ کشاورزان‌ ایرانی‌». مجموعه‌ مقالات‌ سمیناربررسی‌ علل‌ و عوامل‌ تقدم‌ مصالح‌ جمعی‌ بر منافع‌ فردی‌، تهران‌، 1379، انتشارات‌ باز.

 54. «ترانه‌های‌ کار، کار آوای‌ فراموش‌ شده‌ کارورزان‌ و استادکاران‌». فصلنامه‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 11 و 12 (پاییز و زمستان‌1379)، دانشکده‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ علامه‌ طباطبایی‌.

 55. «مال‌: تعاونی‌ سنتی‌ دامداری‌ در عشایر ایران‌». فصلنامه‌ عشایری‌ ذخایر انقلاب‌، دوره‌ جدید، ش‌ 27 و 28 (پاییز وزمستان‌ 1379).

 56. «گله‌ و شبان‌ و یاریگری‌ در چرانیدن‌ دام‌ چکنه‌ در ایران‌». فصلنامة‌ تحقیقات‌ جغرافیایی‌، ش‌ 58 و 59 (پاییز و زمستان‌1379).

 57. «لیلان‌ کانون‌ روستاهای‌ ارمنی‌نشین‌ کمره‌». آپاگا، فصلنامه‌ پژوهشی‌ ایران‌شناسی‌ و ارمنی‌شناسی‌. ش‌ 1 و 2 (بهار وتابستان‌ 1379).

 58. «نقد آراء در تعریف‌ و نظریه‌های‌ گونه‌شناسی‌ یاریگری‌». نامة‌ انسان‌شناسی‌، ش‌ 1 (بهار و تابستان‌ 1381)، انجمن‌انسان‌شناسی‌ ایران‌.

 59. «"تیلون‌ دادن‌"، "آرنگ‌ سازی‌" و "گیرماسه‌" (تیره‌گری‌ و روشنگری‌ آب‌)». دو شگرد کمتر شناخته‌ شده‌ در کشاورزی‌سنتی‌ ایران‌، فصلنامه‌ اقتصاد کشاورزی‌ و توسعه‌، س‌ 9، ش‌ 33 (بهار 1380) وزارت‌ کشاورزی‌.

 60. «آیا کشاورزی‌ ایرانی‌ بدوی‌ است‌؟». فصلنامه‌ اقتصاد کشاورزی‌ و توسعه‌، س‌ 9 ش‌ 35 (پاییز 1380) وزارت‌ جهادکشاورزی‌.

 61. «آدمی‌گری‌ و یاریگری‌، واقعیت‌ها و ضرورت‌ها و پیشینه‌ یاریگری‌ (همکاری‌، مشارکت‌) در تاریخ‌ آدمیان‌. فصلنامه‌ علوم‌اجتماعی‌، ش‌ 15 و 16 (پاییز و زمستان‌ 1361).

62. «فضای‌ مفهومی‌ مشارکت‌ (هم‌ معنایی‌ و ناهم‌معنایی‌ یاریگری‌ با مشارکت‌ و همکاری‌ و تعاون‌)». فصلنامه‌ علوم‌ اجتماعی‌،ش‌ 19 (پاییز 1381).

 63. «نگاهی‌ به‌ مشارکت‌های‌ سنتی‌ زنان‌ ایرانی‌ با محور اصلی‌ همیاری‌ (همیاری‌ همگرا و واگرا)». زن‌ و فرهنگ‌ (مجموعه‌مقالاتی‌ در بزرگداشت‌ یکصدمین‌ سال‌ تولد بانو مارگارت‌ مید). به‌ کوشش‌ محمد میرشکرایی‌ ـ علیرضا حسن‌زاده‌، تهران‌،1382، سازمان‌ میراث‌ فرهنگی‌، نشر نی‌.

 64. «مدخل‌ بُنه‌». دانشنامة‌ جهان‌ اسلام‌، جلد چهارم، تهران، بنیاد دایره المعارف اسلامی، 1377.

 65. «مدخل‌ بُنه‌». دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامی‌، جلد دوازدهم‌ (برمکیان‌ ـ بوسنوی‌)، تهران‌، 1383، زیر نظر کاظم‌ موسوی‌بجنوردی‌، مرکز دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامی‌.

و به‌ نقل‌ از آن‌ در:

روزنامة‌ اطلاعات‌، ش‌ 23191 (چهارشنبه‌ 6 آبان‌ 1383).

 66. «ساخت‌های‌ جهانی‌ همکاری‌». فصلنامه‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 26 (بهار 1383)، دانشکده‌ علوم‌ اجتماعی‌ دانشگاه‌ علامة‌طباطبایی‌.

 67.  "فرهنگ هواشناسی و گاه شماری کمره ای"، کتاب فصل ، شماره 4 (بهار 1360)

 68. "مدخل تعاون"، دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامی‌، جلد پانزده (1387)، مرکز دایرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامی‌.

 69. "سواد و کتاب در کمره" (مروری بر مکتبخانه، آموزشگاه های جدید، کتاب و رسانه  در کمره)، فصل نامه را دانش، شماره 21 و  22  (بهار و تابستان 1379)، اداره کل ارشاد اسلامی استان مرکزی. همچنین در:

فصلنامه رشد علوم اجتماعی، دوره 11، شماره 36 ( پاییز 1386).

 70. "گیاه مردم نگاری گیاهان خود روی کمره"، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 34 و 35 (تابستان و پاییز 1385)، ویژه نامه گیاه مردم شناسی.

 71."نوبر نارس گیاه مردم شناسی"، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 34 و 35 (تابستان و پاییز 1385)، ویژه نامه گیاه مردم شناسی.

 72. "قالیچه های گل برجسته دره جوزان ملایر"، نامه انسان شناسی، شماره 5  (بهار و تابستان 1383)، انجمن انسان شناسی.

 73. "ترانه کمیاب گرانسالی، کشف یا خلق؟" فصلنامه فرهنگ مردم (ویژه نامه دکتر علی بلوک باشی)، شماره 27 و 28 ( بهار 1388).

 74."بررسی الگوی زمانی چرا در  البرز شرقی"، مقاله مشترک با دکتر حسین بارانی، منابع طبیعی ایران، شماره 1 و 2 (بهار و تابستان 1382) ، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران.

75. "بازتاب آموزه های دینی در فرهنگ ایرانی و بنیادهای دگر یار ناهمتراز"، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 46  (پاییز 1388).

 ب‌ ـ مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در ماهنامه‌ تخصصی‌:

79.    1ـ3. «فرهنگ‌ یاری‌ در باغداری‌». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 3ـ4 (مرداد ـ مهر) 1367 (سه‌ مقاله‌).

 81.    4ـ5. «انهدام‌ منابع‌ سنتی‌ آب‌ و پیامدهای‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ ناشی‌ از آن‌». ماهنامه‌ جهاد. ش‌ 115ـ116 (بهمن‌ و اسفند 67 وفروردین‌ 68). (دو مقاله‌).

 83.    6ـ7. «کبوترخانه‌های‌ ایران‌». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 7 و 8 (بهمن‌ و اسفند 1367. (دو مقاله‌).

 86.    8ـ10. «فرهنگ‌ یاری‌ در کشتکاری‌». ماهنامه‌ جهاد. ش‌ 13 و 14 و 15 (بهمن‌ و اسفند 64 و فروردین‌ 65)، وزارت‌ جهادسازندگی‌ (سه‌ مقاله‌).

 87.    11. «عروسی‌ آب‌». ماهنامه‌ آبزیان‌. ش‌ 4 (اردیبهشت‌ 1364). و همچنین‌ در: ماهنامه‌ سیر و سیاحت‌. سال‌ دوم‌. ش‌ 2 (اردیبهشت‌ 1368).

 89.    12 - 13. «جغرافیای‌ تاریخی‌ کمره‌». ماهنامه‌ آینده‌. سال‌ دهم‌. ش‌ 10 و 11 (دی‌ و بهمن‌ 1363) و سال‌ دوازدهم‌، ش‌ 10 (دی‌1365) (دو مقاله‌).

 90.    15. «تقویم‌ آب‌ و هوایی‌ در کمره‌». ماهنامه‌ چیستا، سال‌ چهارم‌. ش‌ 1 (شهریور 1365).

 92.    16 و 17. «فرهنگ‌ یاری‌ در آبیاری‌». ماهنامه‌ جهاد. ش‌ 97 و 98 (فروردین‌ و خرداد 1366). (دو مقاله‌).

 94.    18-19. «سده‌ سوزان‌ در ایلات‌ و عشایر سیرجان‌ و چند شهر پیرامون‌ آن‌». ماهنامه‌ فروهر، ش‌ 8 و 9 (دی‌ و بهمن‌ 1362).(دو مقاله‌).

 96.    20 - 21. «کارگزاران‌ و سازمان‌های‌ سنتی‌ آبیاری‌ در ایران‌». ماهنامه‌ جهاد. ش‌ 107 و 108 (فروردین‌ و اردیبهشت‌ 1367).(دو مقاله‌). و همچنین‌ در: ماهنامه‌ آبزیان‌. ش‌ 4 و ش‌ 9 (1372).

 97.    23. «حضور آب‌ در آئینه‌های‌ ایرانی‌». ماهنامه‌ آبزیان‌. ش‌ 3 (فروردین‌ 1364).

 100.    24- 27. «یاریگری‌ها و تعاون‌های‌ سنتی‌ در زمینه‌ آب‌ و آبیاری‌ در ایران‌». ماهنامه‌ زیتون‌. ش‌ 37 و 44 و 45 (مرداد و اسفند1363 و فروردین‌ و اردیبهشت‌ 1364). وزارت‌ کشاورزی‌ (سه‌ مقاله‌).

 101.    28. «محاسن‌ قنات‌ و راه‌های‌ سنتی‌ استفاده‌ زراعی‌ از آب‌های‌ زمستانه‌ چشمه‌ها و کاریزها». ماهنامه‌ جهاد. ش‌ 121 (مهر1368).

 102.    29. «باران‌خواهی‌ در میان‌ عشایر سیرجان‌ و بافت‌ و بردسیر و میمند شهر بابک‌». ماهنامه‌ آینده‌. سال‌ یازدهم‌. ش‌ 1ـ3(فروردین‌ ـ خرداد 1364).

 103.    30. «قنات‌ تمام‌ آفتابی‌ و گمانه‌ای‌ در چگونگی‌ آفرینش‌ کاریز در ایران‌». ماهنامه‌ آبزیان‌. ش‌ 5 (خرداد 1364).

 105.    31- 32. «کبوترخانه‌های‌ کمره‌». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 17 و 18 (فروردین‌ و خرداد 1369) (دو مقاله‌).

 106.    33. «ماشین‌های‌ آبی‌ و استفاده‌های‌ غیرزراعی‌ از آب‌های‌ زمستانه‌ چشمه‌ها و کاریزها». ماهنامه‌ جهاد. ش‌ 121 (مهرماه‌1368).

 107.    34. «ابر، در گویش‌ عشایر و روستاییان‌ سیرجان‌ و بافت‌ و میمند شهر بابک‌». ماهنامه‌ فروهر. ش‌ 1 و 2 (فروردین‌ و اردیبهشت‌1366).

 108.    35. «پیش‌بینی‌ آب‌ و هوا، در میان‌ عشایر و روستاییان‌ سیرجان‌ و بافت‌ و میمند شهر بابک‌». ماهنامه‌ چیستا. سال‌ سوم‌. ش‌ 8(اردیبهشت‌ 1365).

 109.    36. «باد، در فرهنگ‌ و گویش‌ عشایر و روستاییان‌ سیرجان‌ و بافت‌ و میمند شهر بابک‌». ماهنامه‌ مفید. ش‌ 18 (آبان‌ 1366).

 110.    37. «بند کهن‌ نیمه‌ور و تاسیسات‌ آبیاری‌ سنتی‌ آن‌». ماهنامه‌ آبزیان‌. ش‌ 8 (تیر 1370).

 111.    38. «گیاهان‌ و درختان‌ مقدس‌ در فرهنگ‌ ایران‌». ماهنامه‌ آینده‌. سال‌ نوزدهم‌. ش‌ 3 و 4 (تیر ـ شهریور 1372).

 112.    39. «نیمه‌ور و کشاورز نیمه‌ وری‌ که‌ می‌خواهد دنبه‌ها را از پشت‌ میش‌های‌ ایرانی‌ بردارد». سنبله‌. ش‌ 52 (شهریور 1372).

 113.    41. «روی‌ آوری‌ به‌ کشاورزی‌ سنتی‌». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 63 (مرداد 1373).

 114.    42. «زور و زر». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 64 (شهریور 1372).

 115.    43. «شیوه‌های‌ توان‌بخشی‌ زمین‌... (انواع‌ کود دامی‌)». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 65 (آبان‌ 1373).

 116.    44. شیوه‌های‌ توان‌ بخشی‌ زمین‌ در کشاورزی‌ سنتی‌». ماهنامه‌ سنبله‌. ش‌ 68 (بهمن‌ 1373).

 117.    45. «تحلیلی‌ مردم‌شناختی‌ از نقش‌ و نگارهای‌ گلیمینه‌های‌ طایفة‌ کورکی‌». کتاب‌ ماه‌ هنر. ش‌ 1 (مهر 1377).

 118.    46. "واره "، کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 6 (شهریور 1387).

 119.    47. "بازتابیده یاریگری در زبان و ادب فارسی (مشارکت در فرهنگ ایرانی)"، کیهان فرهنگی، شماره 282 و 283 (فروردین و اردی بهشت 1389).

 ج‌ ـ گفتگوها:

مصاحبه‌ها

ـ «مشارکت‌های‌ سنتی‌ زنان‌، الگویی‌ برای‌ گسترش‌ تعاونی‌ها». زن‌ روز، (ویژه‌ نامه‌)، شنبه‌ 13 آذر ماه‌ 1372، صص‌ 44 ـ 47.

 ـ «کاشف‌ حقیقی‌ واکسیناسیون‌ کیست‌؟». نوآوران‌. ش‌ 37 (مرداد و شهریور 1368). سازمان‌ پژوهش‌های‌ علمی‌ و صنعتی‌ایران‌.

و به‌ نقل‌ از نوآوران‌ در:

تهران‌ تایمز. (ده‌ سپتامبر 1990). و:

روزنامه‌ رسالت‌، ش‌ 1062 (دوشنبه‌ شهریرو 1368).

 ـ مسعود رضوی‌. «زندگی‌، هنر و پژوهش‌، (مصاحبه‌ درباره‌ دو کتاب‌ موزه‌هایی‌ در باد و فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌)»، نمایة‌پژوهش‌، ش‌ 2 (تابستان‌ 1376)، صص‌ 54ـ64.

 ـ «با تبسم‌ و با رشته‌ای‌ نخ‌». کتاب‌ ماه‌ هنر. ش‌ 1 (مهر 1377). صص‌ 2ـ7.

 ـ «چند پرسش‌ یک‌ دیدگاه‌ (گفتگو با دکتر مرتضی‌ فرهادی‌ مولف‌ کتاب‌ فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌». ماهنامه‌ تعاون‌، ش‌ 58(تیر ماه‌ 1375)، صص‌ 28 ـ 33.

 ـ روشن‌ رحمانی‌. «حکومت‌ زنان‌ (گفتگو با دکتر فرهادی‌ مردم‌ شناس‌ ایرانی‌ و استاد فریدون‌ جنیدی‌)»، گاهنامة‌ مردم‌ گیا(گاهنامة‌ علمی‌ و عاموی‌ فرهنگ‌ مردم‌)، ش‌ 7 و 8 (1376 / 1997)، شهر دوشنبه‌ تاجیکستان‌، صص‌ 186 ـ 201.

 ـ محمدعلی‌ آزادیخواه‌، «گمنام‌ و بی‌آوازه‌ با صد نام‌ و آوازه‌، گفتگوی‌ محمدعلی‌ آزادیخواه‌،...» هفته‌ نامة‌ نگارستان‌، سیرجان‌،ش‌ 252 (شنبه‌ 25 بهمن‌ 1382) و 253 (شنبه‌ 2 اسفند ماه‌ 1382).

 میزگرد:

ـ علیرضا احمدخسروی‌. «دانش‌ها و فن‌آوری‌های‌ مردمی‌ در آیینه‌ علم‌ و تجربه‌ صاحب‌نظران‌»، نمایة‌ پژوهش‌، ش‌ 13 و 14(بهار و تابستان‌ 1379)، صص‌ 4 ـ 32.

 ـ کیانوش‌ کیانی‌ هفت‌لنگ‌. «عشایر و هویت‌ ایرانی‌ (1)»، فصلنامة‌ مطالعات‌ ملی‌، ش‌ 17 (1383)، صص‌ 265 ـ 311.

 ـ کیانوش‌ کیانی‌ هفت‌لنگ‌. «عشایر هویت‌ ایرانی‌ (2)»، فصلنامة‌ مطالعات‌ ملی‌، ش‌ 18 (1383)، صص‌   .

 معرفی‌ و نقد کتابهای‌ منتشر شده‌:

1ـ نامة‌ کمره‌

ـ مهناز ملکی‌ معیری‌. «معرفی‌ کوتاهی‌ از نامة‌ کمره‌»، فصلنامة‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 1 و 2 (پاییز و زمستان‌ 1370)، ص‌ 280.

ـ ایرج‌ افشار (استاد). معرفی‌ کتاب‌ نامة‌ کمره‌، ماهنامة‌ آینده‌، س‌ 17. ش‌ 9ـ12 (آذر تا اسفند 1370)، ص‌ 911.

ـ علی‌اکبر حسن‌زاده‌. «معرفی‌ کتاب‌ نامة‌ کمره‌»، فصلنامة‌ رشد علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 6 و 7 (زمستان‌ 1369 و بهار 1370)، ص‌78.

ـ یوسف‌ قریب‌ (دکتر). «کمره‌ یا خمین‌»، ماهنامة‌ سنبله‌، ش‌ 28 (تیر ماه‌ 1370)، ص‌67.

- "Buchدber (die region von) kamareh (Nہme - ye kamareh)"

Sepkbrum Iran (Bonn), Vol 3 (1991). PP. 128-129.

- A. Rounbakhshan "Nہme-ye kamare (Le livre de kamare),

IUQMAN.

ـ علیرضا قبادی‌ (دکتر). «فرهنگ‌ و جغرافیای‌ کمره‌»، کتاب‌ ماه‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 56 و 57 (ویژه‌ انسان‌شناسی‌)، خرداد وتیر 1381.

 2ـ فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌

ـ غلامرضا علیزاده‌ (دکتر). «از نگاه‌ دیگران‌»، قاصد، ش‌ 1 (آذر 1373)، ص‌ 7 (به‌ نقل‌ از روزنامه‌ ابرار 21 مهر 1373).

ـ عباس‌ عبدالله‌ گروسی‌. «معرفی‌ کتاب‌ فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌» ماهنامه‌ تعاون‌، ش‌ 41 (بهمن‌ 1373)، صص‌ 62 و 63.

ـ هیئت‌ تحریریه‌. «فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌»، ماهنامة‌ زیتون‌، ش‌ 125 (فروردین‌ و اردیبهشت‌ 1374)، صص‌ 50 و 51

ـ هیئت‌ تحریریه‌. «معرفی‌ کتاب‌ فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌»، ماهنامة‌ آبزیان‌، ش‌ 9 (اسفند 1373)، ص‌ 43.

ـ هیئت‌ تحریریه‌. یاریگری‌ در ایران‌»، ماهنامة‌ سنبله‌، ش‌ 68 (بهمن‌ 1373)، ص‌ 76.

ـ اسفندیار عباسی‌. «یاریگری‌ دانشگاه‌ و روستا، نگاهی‌ به‌ کتاب‌... فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌»، ماهنامه‌ سنبله‌، ش‌ 70(فروردین‌ و اردیبهشت‌ 1374، صص‌ 38ـ41).

ـ احمد حب‌ علی‌ موجانی‌. «نظر به‌ خویش‌»، نشر دانش‌، س‌ 15. ش‌ 1 و 2 (آذر و اسفند 1373)، صص‌ 31ـ33.

A. Rouhbakhshan. "Farhang-e yari-gari dar Iran / The Tradition of co-operation in Iran. LUQMAN.X1,1, Automne-hiver 1994-95. PP. 99-100.

 ـ علیرضا حسینی‌ پاکدهی‌ (دکتر). «فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌...» فصلنامه‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 7 و 8 (پاییز و زمستان‌ 1374).صص‌ 327ـ329.

ـ صادِق احمدیان‌. «معرفی‌ کتاب‌ فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌»، مجله‌ جهاد، س‌ 15، ش‌ 171 (بهمن‌ و اسفند ماه‌ 1373)،ص‌ 63.

ـ ایاز داراب‌پور. «موفقیت‌ یک‌ اثر، فرهنگ‌ یاریگری‌»، فصلنامة‌ تعاون‌ روستایی‌ و کشاورزی‌، دوره‌ جدید، ش‌ 4 و 5 (تابستان‌و پاییز 1374)، ص‌ 141 و 142.

ـ جواد صفی‌نژاد (استاد). «فرهنگ‌ یاریگری‌ در ایران‌»، نامة‌ انسان‌شناسی‌، ش‌ 2 (پاییز و زمستان‌ 1381).

3ـ موزه‌هایی‌ در باد

ـ ابراهیم‌ زارعی‌. «سیاحت‌ صخره‌های‌ سخن‌ گو...»، فصلنامة‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 13 و 14 (بهار و تابستان‌ 1377)، صص‌ 331 ـ340. و همین‌ مقاله‌ در: کتاب‌ ماه‌ هنر، ش‌ 9 (خرداد 1378)، صص‌ 13ـ15.

ـ محمد رسول‌ دریا گشت‌. «معرفی‌ کتاب‌ موزه‌هایی‌ در باد»، کتاب‌ ماه‌ علوم‌ اجتماعی‌، س‌ 3 و ش‌ 2 (آذر ماه‌ 1378)، ص‌ 14.

ـ فریدون‌ آورزمانی‌. «نگرشی‌ کوتاه‌ بر موزه‌هایی‌ در باد»، نمایة‌ پژوهش‌، ش‌ 9 و 10 (بهار و تابستان‌ 1378)، صص‌ 100 ـ104.

ـ فریدون‌ آورزمانی‌. «نگذاریم‌ موزه‌هایی‌ در باد به‌ موزه‌هایی‌ بر باد بدل‌ شوند.» فصلنامة‌ کرمان‌، ش‌ 39 و 40 (زمستان‌ 1379و بهار 1380)، صص‌ 48 ـ 53.

ـ جلال‌الدین‌ رفیع‌فر (دکتر). «نقد و بررسی‌ کتاب‌ موزه‌هایی‌ در باد»، نامة‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 15 (بهار و تابستان‌ 1379)،صص‌ 189 ـ 199.

ـ فریدون‌ آورزمانی‌. «پارینه‌تر ترانه‌ مکتوب‌ عصر کمانداری‌»، جهان‌ کتاب‌، ش‌ 99 و 100 (اردیبهشت‌ 1379)، صص‌ 24 ـ26.

ـ محمد لطیف‌کار. «موزه‌هایی‌ در باد و فراموشی‌»، چشمه‌، ش‌ 4 (تیرماه‌ 1384)، کرمان‌، موسسة‌ فرهنگی‌ مفرغ‌ کار، صص‌15ـ18.

 4ـ موزه‌های‌ باز یافته‌

ـ ابراهیم‌ زارعی‌. «نقدی‌ بر کتاب‌ موزه‌های‌ بازیافته‌، بازخوانی‌ دانش‌ بومی‌ و فرهنگ‌ و ادبیات‌ عشایر کوچنده‌»، قسمت‌ اول‌خبرنامة‌ دانشگاه‌ علامة‌ طباطبایی‌، ش‌ 37 (آبان‌ ماه‌ 1379)، صص‌ 29 ـ 35. قسمت‌ دوم‌. ش‌ 38 (تیر ماه‌ 1380)، صص‌ 37 ـ43.

ـ اسفندیار عباسی‌. «شناخت‌شناسی‌ بومی‌، فرهنگ‌ یاریگری‌ با طبیعت‌»، نمایة‌ پژوهش‌، ش‌ 13 و 14 (بهار و تابستان‌1379)، صص‌ 160ـ165.

ـ علیرضا شاه‌حسینی‌. «معرفی‌ منابع‌ عشایری‌، موزه‌های‌ بازیافته‌»، فصلنامة‌ عشایری‌ ذخایر انقلاب‌، دوره‌ جدید، ش‌ 3 و 4(پاییز و زمستان‌ 1379)، صص‌ 231 ـ 233.

 5ـ واره‌ (نوعی‌ تعاونی‌ سنتی‌ کهن‌ و زنانه‌ در ایران‌)

ـ رضا سرافرازی‌. «معرفی‌ کتاب‌ واره‌»، فصلنامة‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 17 و 18 (بهار و تابستان‌ 1378)، صص‌ 339 ـ 342.

ـ ناهید مطیع‌ (دکتر). «نقد کتاب‌ واره‌ نوعی‌ تعاونی‌ سنتی‌ کهن‌ زنانه‌ در ایران‌»، فصلنامة‌ اقتصاد کشاورزی‌ و توسعه‌، ش‌ 37(بهار 1381)، صص‌ 303 ـ 308. و در: فصلنامة‌ علوم‌ اجتماعی‌، ش‌ 17 (بهار 1381)، صص‌ 155 ـ 160. و فصلنامة‌ راه‌دانش‌. ش‌ 19 و 20 (بهار و زمستان‌ 1378)، ص‌ 289 ـ 293.

ـ اسماعیل‌ رمضانی‌. «واره‌، پژوهشی‌ بی‌منت‌ باران‌»، جهان‌ کتاب‌، ش‌ 145 و 146، (اردیبهشت‌ 1381 ویژه‌ نمایشگاه‌ کتاب‌تهران‌)، «صص‌ 46 و 47 و در فصلنامة‌ راه‌ دانش‌، ش‌ 19 و 20، صص‌ 282 ـ 289.

ـ محمدرسول‌ دریاگشت‌. «واره‌، نوعی‌ تعاونی‌ سنتی‌ کهن‌ و زنانه‌ در ایران‌»، فرهنگ‌ مردم‌، سال‌ سوم‌، ش‌ 10 (1383).

 6-کشتکاری و فرهنگ

-مرتضی سالمی قمصری."دانش بومی بهداشت خاک و توانبخشی زمین در ایران"نقدی بر کتاب کشتکاری و فرهنگ.فصلنامه علوم اجتماعی،شماره 40(بهار 87)صص139-117.

 7- انسان شناسی یاری گری

    - سینا علی محمدی، "انسان‌شناسی یاریگری"، روزنامه جام جم ، شماره : یکشنبه 09 خرداد 1389. سایت : http://jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100876474871

    -زهرا غزنویان، "انسان‌شناسی یاریگری"، سایت انسان شناسی و فرهنگ: http://anthropology.ir/node/5758

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:17  توسط دکتر فرهادی  | 

سئوالات مردم شناسی

1- حسین ملک چه تعریف ازسنت دارد و چه رابطه ای با اندیشه دکتر فرهادی دارد؟  

  حسین ملک، سنت را روال و روش کار و رفتار اجتماعی می داند که تجارب گذشته آن را تثبیت کرده است و  کتر فرهادی  کلیه دانش و فن آوری بشر که ویژگی تولیدگری دارند معرفی می کند و به طور احض نیزسنت یعنی تجارب فشرده و عینی یک ملت لک می گوید:  هر جامعه در هر لحظه  یعنی تراکم سنت ها در جامعه؛ اگر فردی  یا  جامعه ای  از تجارب  خود در گذرد یعنی خود را نفی کرده است.    

2- منظور این شعر چیست؟                                                                                                                                هرکس که به فکر چاره اساسی است    محتاج به جامعه شناسی است        

 یعنی اینکه ما از جامعه شناسی انتظار داریم راه حل های بنیادی ارئه دهد و راه حل های ساده و یا متکی به  استعمار و بررسی مسائل پیش پاافتاده ی دور از انتظارات ما از جامعه شناسی است.    

3- گذشته و حال و آینده از نظر دکتر فرهادی چه معنا و تفاوتی با تعاریف متداول آن دارد؟                                 - به نظر دکتر فرهادی، مفاهیم گذشته-حال-اینده و وزن پنداری آن ها بر پایه تجربه ی زمان و بر پایه تصور         است واز القائات  اتصالات زبان شکل گرفته است.                                                                              - فرهنگ آدم ها حداقل از اختراع زبان شروع شده است و تا مرز حال آمده است.                                         - آنچه عصر حاضر می گوییم، آخرین وجدیدترین بخش گذشته است و حال مرز سیال و پیش رو مرزسیال و پیش رونده بین گذشته و آینده است.                                                                                                        - به قول کنفوسیوس: اگر گذشته به یاد آید و فهم شود، دیگر یک گذشته نیست. یعنی "حال و آینده ی ماست"

4- تفاوت ها و شباهت های کشورهای موج دوم را بگویید؟                                                                         فکر می کنیم چند عامل مشترک در هر سه کشور موج دوم یعنی هند، ژاپن و چین وجود دارد.                         - عدم اتکا به درآمدهای بادآورده (مثل نفت)                                                                                        - برخورداری از تاریخ و فرهنگ پربار باستانی                                                                                   - رهانکردن جوهر فرهنگ بومی                                                                                                     - استفاده از تجربیات سنتی کارآمد دیگران                                                                                           این کشورها از لحاظ سیاسی باهم فرق دارند. مثلا:   

 چین: سوسیالیست دموکرات- حکومت اصلی در دست دولت است. نظام جند حزبی و همکاری به رهبری طبقه  کارگر دیر پایه اعتماد کارگرو کشاورزی مبتنی است.     

هند:  یک جمهوری فدرال که دموکراسی در آن جاری است. و رقابت احزاب زیاد، همکاری درون حزبی بالا مشارکت سیاسی بالا. بیش از 700حزب دارد.   

    ژاپن: حکومت ژاپن سلطنتی شده و به صورت پارلمانی مانند انگلستان، امپراطور نماد کشور و وحدت مردم              است. احزاب فعالند. ژاپن دو مجلس دارد: مشاوران و نمایندگان                                                          علی الرغم تفاوت در شیوه ی حکومت داری، اصول اصلی آن یعنی مشارکت احزاب در آن ها به چشم می          خورد که عامل بسیار مهم برای رشد آن هاست.     

5- سخن ادوارد سعید در باب اولین قدم و نقطه شروع کار چیست؟   

  وی معتقد است و ادعا کرده که برای اهمیت روش شناختی کار در علوم انسانی سعی زیادی برای به فرمول درآوردن "قدم اول" یا نقطه شروع داشته، اما نهایتا آنچه به دست آورده و انتقال داده این است که چیز صرفاساده و سهل الوصولی به نام نقطه شروع وجود ندارد.

6- قدرت و اقتدار اقتصادی چه تاثیری بر علوم و جهان داشته است؟                                                              علاوه بر تاثیر مستقیم و آشکاری که برموضوعات مهم علوم اجتماعی گذاشته است، بلکه در پیدایش فلسفه ها و     نظریه های نونیهلیستی و آنارشیستی ونودادایستی در فلسفه و هنر و ... موثر بوده است.           

7- دیدگاه دکتر فرهادی با دورکیم در زمینه شیی مقدس را مقایسه کنید؟    

     دورکیم: تنها اشیاء غیر مقدس اند که انسان در برابر آن ها به شیوه اقتصادی رفتار می کند. اما دکتر فرهادی  معتقد است که فعالیت اقتصادی نه در حوزه ی مقدس و نه در حوزه ضد مقدس اعمال می شود. یعنی در یک  منطقه  حائل و بی طرف و نظام سرمایه داری مصرانه سعی دارد حوزه های مقدس و نامقدس را به تصرف  درآورد. برای این که به سلطه کامل و بی منازع خود برسد.

8- راه علوم اجتماعی را با این جمله مقایسه کنید، "طولانی ترین راه ها با نخستین گام ها آغاز می شود"                اگرچه این درست است که گام نخست نیمی از راه پیمودن است. اما در علوم و کار علم کسی نخستین گام ها        را به یاد ندارد  و  دوم، در راه علم  یا علوم اجتماعی  نمی توان از سر منزل مقصودی  شناسایی کرد وخط         سیر و منزل گاه های آن را با نشانه هایی متقن و با دقت تقطیع کرد. پس به رفتن بیش از رسیدن باید فکر کرد.     سوم، وقتی می گوییم نخستین گام های پیوستن به راه معنای آسان شدن کارها نیست.

9- چرا می گوییم راه علم بویژه در علوم اجتماعی همچون سراب دوکفه و کویر است؟                                       زیرا هرچه به آن نزدیک شویم او دورتر می شود. مانند 4دهه تلاش استاد در راه چند و چون همکاری در          جامعه ایران و جهان

10- جیمز کلمن چه تعریفی از سرمایه اجتماعی دارد؟                                                                               - سرمایه اجتماعی، جنبه ای از یک ساخت اجتماعی است.                                                                      - سرمایه اجتماعی، کشش افراد را در درون ساخت تسهیل می کند.                                                           – سرمایه اجتماعی، مولد بوده و برای دستیابی به هدف معین مددرسان است.

11- چه تناسبی بین سخنان کلمن و دکتر فرهادی وجود دارد؟                                                                         کلمن سرمایه اجتماعی را پربار می داند. دکتر فرهادی نیز همیاری را که برخواسته از سنت است مفید می          داند. او سنت را ابر بارنده دانسته و در مقابل نظریه انتخاب عقلانی، کلمن انتخاب سنتی را مطرح می نماید.

12- در نظر مرتن درباره روحیه ژاپنی ها به چه نکته ای اشاره نشده است؟  مرتن مردم ژاپن را سخت کوش و پر تلاش تعریف می کند که اراده و خستگی ناپذیری آن ها بیشتر از غربی هاست. او به سخت کوشی، انظباط و کنجکاوی سیری ناپذیر آن ها اشاره کرده و نمی گوید که این عناصر در ژنتیک فرهنگی ژاپنی ها نهفته است.

13- تفاوت معارف هنری و علمی در چیست؟                                                                                           هنر:     کیفی       گرم       عاطفی        تخیل                  جزئیات                                                         علم:     کمی       سرد        منطقی       دور از تعصب        کلیت

14- هدف سازمان های همیارهمگرایی مثل واره چیست؟                                                                             یک کاسه کردن امکانات و توانایی هایی عاطفی، روانی و مادی.

15- آیا واره تنها یک کارکرد دارد؟                                                                                                        خیر. واره در کنار یک کاسه کردن تولیدات شیری هم به انواع دیگری یادگیری روی آورده اند.

16- به نظر صاحب نظران مکتب وابستگی علت عقب ماندگی جوامع توسعه نیافته چیست؟                                   آن ها الگوبرداری از جوامع غربی را برای توسعه جوامع شرقی غیرممکن دانسته و عامل مهم در کندی            توسعه و عقب ماندگی را کندی سازمان ها و نهادهای سنتی نمی دانند. بلکه این امر زاده رابطه ای است که        این جوامع به کشور قطب دارند.

18- پارکینسون علت عقب ماندگی مالزی را چه می داند؟                                                                             بحث پارکینسون به فرضیات زمینه ای او مبنی بر موانع مذهبی و فرهنگی توسعه استوار است. وی معتقد           است علت عقب ماندگی روستاها در مالزی پافشاری و مقاومت آن ها در برابر تغییر و پافشاری بر برخی           عقاید اسلامی است. این عقاید آن ها را بر پیش گرفتن برخورد قضا و قدرگرایانه با زندگی سوق می دهد.

19- شعر زن انگاسی نیما به چه چیزی اشاره می کند؟                                                                                اشاره به درونی کردن ارزش های سفرنامه نویسان در بین برخی صاحب نظران علوم اجتماعی که مانند آن         زن انگاسی پس از دیدن آیینه حتی خود را نشناخت.                                                                                                به قول نیما: در آیینه ی زمان بر ما        از همه ناشناس تر خود ماست.           

20- شرط لازم و کافی برای انتخاب موضوع و پژوهش کدام است؟                                                                شرط لازم آشنایی با محیط- ایجاد مساله شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم و شرط کافی وجود نظریه های            مسلم و زمینه ای درباره جامعه و پدیده های مربوط به آن.

21- واره چیست؟                                                                                                                               واره یک نوع سازمان تعاونی مبتنی بر همیاری تجمع گراست(همگرا). این تعاونی غالبا زنان مبتنی بر              همیاری است که معوض بوده و از نوع تاخیری نیز می تواند باشد.   

22- چه موقع گروه به سمت همیاری کشیده می شود؟   زمانی که گروه به دنبال یک کاسه کردن امکانات و توانایی های تک تک اعضاء نیروی کار، مصالح و مواد و یا امکانات ابزاری و توانایی عاطفی و روانی خود است برای بهبود شرایط زندگی و ...

23- نظر فرسون وهاجر درباره چیست؟                                                                                                  آن ها معتقدند اکثر ابزارهای تعقلی علوم اجتماعی غربی باعث تحریف واقعیت های جامعه مسلمانان هستند.         راه حلی که ارائه می دهند چیست؟ ایجاد یک نظریه منسجم و دربرگیرنده که جایگزین روش شناسی و تجزیه       و تحلیل های اروپا-محوری- محوری گردد.

24- چرا قدرت پیش بینی در علوم اجتماعی ایران دیده نمی شود؟                                                                   زیرا عموما قادر نیستیم جامعه ی خود را بدون تکیه بر دیدگاه های غربی درک کنیم. لذا به قول آل احمد دچار       بیماری غرب زدگی شده ایم که راه حل مسائل بومی را از مسائل جامعه بیگانه جستجو کرده.                           مثل: عدم پیش بینی وقوع انقلاب . اما آل احمد به دلیل نگاه تیزبینانه بومی اش یک دهه قبل فهمیده بود. 

25- جمله لوبسر چه ربطی به متن واره دارد؟                                                                                          لوبسر اشاره می کند که دانشمندان علوم اجتماعی شرق روش های غربی را رها نموده، به جای طرح مسائل       کلی جهانی، مایل به طرح شرایط خاص این کشورها شده اند.

                                                              

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 14:13  توسط دکتر فرهادی  | 

آثار استاد

انسان شناسی یاریگری

 
Ketab- Yarigari-aks.jpg

انسان شناسی یاریگری، مرتضی فرهادی، تهران، نشر ثالث، 1388، 631 صفحه
انسان‌شناسی یاریگری، کتابی با محوریت مسئله همکاری در دنیای رقابتی مدرن است و ابعاد مختلف و جدیدی از این موضوع قدیمی را کالبدشکافی می‌کند، موضوعی که شاید در ابتدا خواننده را به یاد تعاونی‌های سنتی روستایی و مسائل تکراری بارها گفته شده پیرامون آنها بیندازد اما تنها خواندن چند صفحه آغازین این کتاب 631 صفحه‌ای کافی است که مخاطب برای خواندن مابقی آن وسوسه شود.

  این کتاب برای اولین بار، در سال گذشته، توسط نشر ثالث منتشر شده و در 10 فصل به موضوعاتی چون رفتارهای یاریگرانه جانوران، ضرورت و پیشینه یاریگری در تاریخ آدمیان، فضای مفهومی مشارکت، نظریه‌های همکاری، علت بی‌توجهی علوم انسانی به مسئله یاریگری، یاریگری‌ها و تعاونی‌های سنتی در ایران، نظریه تکروی و ناهمکاری ایرانیان و... می‌پردازد.  
انتخاب پیشوند "انسان‌شناسی" برای نام این کتاب، بیشتر به تمایل نویسنده به معرفی حوزه جدیدی در انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی برمی‌گردد، آن هم در کشوری که شاخه جامعه‌شناسی جنگ یا انسان‌شناسی اوقانت فراغت را به رسمیت شناخته ولی نامی از جامعه‌شناسی یا انسان‌شناسی یاری‌گری حتی در لیست شاخه‌های آکادمیک خود نمی‌برد.
از مقدمه کتاب انسان‌شناسی یاری‌گری، به سادگی نمی‌توان گذشت چرا که برخلاف عرف رایج، مقدمه 100 صفحه‌ای این کتاب، از همه فصول آن طولانی‌تر است و یک ششم کلیت صفحات آن را دربرمی‌گیرد "چهار دهه گام زدن در راه چند و چون و چرایی همیاری" و نوشتن کتاب‌هایی چون "واره" و "فرهنگ یاری‌گری در ایران"، هنوز چیزی از شگفتی نویسنده برای گفتن از ناگفته‌های این حوزه کم نکرده، شگفتی‌ای که خود او نیز در این مقدمه به آن اعتراف می‌کند. فرهادی، از افراد بسیاری نام می‌برد که مشعل پژوهش در این حوزه را روشن کرده و به دست او داده‌اند و او نیز مشتاقانه از دانشجویان خود می‌خواهد که این مشعل را در این "جهان دور شده از همکاری و به رقابت و ستیزه گرویده" روشن نگه دارند. ویژگی متفاوت دیگری که در نگارش مقدمه این کتاب دیده می‌شود دوپاره کردن تعمدی صفحات به متن اصلی و پاورقی است که در پاورقی، نویسنده به کرات از شعر و ضرب‌المثل و خاطره و... برای کمک به درک مفهوم اصلی استفاده کرده است. ابتکاری که خود آنرا "میان‌معرفتی" کردن متن کتاب تعبیر می‌کند. شیوه‌ای که نوعی خیال‌انگیزی، صمیمت و آشنایی به متن و مباحث نظری مورد بحث در کتاب داده و مخاطب را برای دانستن به وجد می‌آورد، گرچه از اواسط مقدمه به بعد، دیگر حسی از تکراری شدن مفاهیم، مخاطب را برای اتمام مقدمه و شروع فصول اصلی کتاب، بی‌تاب و کم‌حوصله می‌کند. اما مهمترین موضوع مطرح شده در مقدمه، نظریه "خیر محدود" جورج م. فاستر است که نویسنده آنرا به چالش کشیده و رد می‌کند. دوگانه‌های: نظریه خیرمحدود/ نظریه خیرافزایی، تنازع بقا/ تعاون بقا، خویشتن‌خواهی/ دگرخواهی، فرد/ جمع، رقابت/ رفاقت به صورتی مداوم در این مقدمه به مصاف هم می‌روند و به یاری استدلال‌های نویسنده، مفاهیم گروه دوم، همواره استحقاق بیشتری برای پیروزی پیدا می‌کنند. فرهادی، علت غالب شدن دیدگاه‌های گروه اول (تنازع بقا، خیر محدود و...) را در عصر ما، بیش از آنکه حاصل شرایط جغرافیایی و زیستی و طبیعی و کمبودهای آنها بداند محصول "جغرافیای سیاسی و شرایط اجتماعی جهان پرتخاصم" امروزی می‌داند. فرهادی که نگارش کتاب "انسان‌شناسی جنگ" را نیز در پرونده خود دارد، بحث یاری‌گری را هم با یک سوال کلیدی آغاز می‌کند، سوالی که در جای جای متن کتاب تکرار می‌شود: "جنگ قاعده است یا همکاری؟" او سپس استدلال می‌کند که جنگ به معنای جامعه‌شناسی آن، استثناء و همکاری یک قاعده است چرا که حتی برای برپایی جنگ نیز نیازمند همکاری فشرده هر کدام از گروه‌ها در داخل خود هستیم ولی عکس این گزاره صادق نیست.  
نویسنده این کتاب، علت بروز همکاری در میان آدمیان را فراتر از ضرورت جبران ضعف‌های جسمی، دفاعی و اقتصادی برده و به بعد روانی ضرورت همکاری اشاره می‌کند. انسان به دلیل مرگ‌آگاهی و قوه تخیلی که دارد همواره از برخی موجودات واقعی یا خیالی (آل، بختک، غول و...) می‌ترسد، هراسی که با حضور در گروه و تمهیدات گروهی تخفیف می‌یابد. او همچنین به روایتی از بوآس درباره اسکیموها استناد می‌کند، روایتی که نشان می‌دهد اسکیموها سروصدا و تخریب‌های حاصله از طوفان‌های زمستانی قطب را بازگشت ارواح مردگان تعبیر کرده و بسیار از آن می‌ترسند و برای مقابله با این ترس، در داخل کلبه‌ای گرد هم می‌آیند و از حضور انفرادی در خارج از خانه اجتناب می‌کنند.
یکی از مهمترین بخش‌های کتاب فرهادی، مدلی است که برای تقسیم‌بندی انواع همکاری ارائه می‌دهد، مدلی که بر مبنای شاخص جهت همکاری، به سه دسته کلی تقسیم می‌شود:
درون‌سویه یا خودیاری: زمانی است که هر کس برای خود، کاری انجام می‌دهد اما در حضور گروه و این ویژگی در گروه بودن، یکنواختی کار را گرفته و انجام آن را لذت‌بخش‌تراز حالت فردیش می‌سازد. به عنوان نمونه می‌توان به چیدن گروهی گیاهان کوهی اشاره کرد که هرکس برای خودش می‌چیند اما همه با هم و در کنار هم این کار را انجام می‌دهند.
میان‌سویه یا همیاری: زمانی است که کمک فرد به شخص دیگری با هدف جلب کمک او در آینده و یا پاسخی به کمک او در گذشته باشد. این مدل از یاری‌گری را کمک تاخیری نیز می‌نامند که بارزترین وجهه آنرا می‌توان در انواع واره و یا رسم یادداشت کردن هدایای عروسی به منظور پس دادن آن در عروسی طرف مقابل مشاهده کرد.
برون‌سویه یا دگریاری: زمانی است که فرد از کمک به دیگری، انتظار هیچ پاداش یا کمک متقابلی ندارد و نوعی کمک بلاعوض یا بخشش محسوب می‌شود. انگیزه دگریاری غالبا یا کسب منزلت اجتماعی و یا اجر اخروی و یا تشفی روانی است. احسان به نیازمندان، شناخته‌شده‌ترین حالت این نوع از یاری‌گری است.
در مدل فرهادی، هرکدام از این دسته‌ها باز خود تقسیم‌بندی‌های درونی ریزتری دارند که در اینجا به آنها نمی‌پردازیم. در ادامه این کتاب، فرهادی پس از معرفی نمونه‌هایی از انواع یاری‌گری در ایران و دسته‌بندی آنها، نهایتا چنین جمع‌بندی می‌کند که اولا، برخلاف اعتقاد برخی صاحب‌نظران داخلی و خارجی، کشاورزان ایرانی هرگز خودخواه و فردگرا نبوده‌اند و وجود چنین تنوعی از نظام‌های یاری‌گری بین آنها گواهی بر این مدعاست. دوما، به‌رغم نتیجه‌گیری برخی افراد مبنی بر از بین رفتن نظام‌های یاری‌گری و فرهنگ همکاری در ایران طی دهه‌های اخیر، این الگوها همچنان پویا بوده و خود را بازتولید می‌کنند. فرهادی با اشاره به برخی نظام‌های یاری‌گری نسبتا نوظهور در جامعه امروز و با استناد به این جمله زیمل که "مهم، قواعد بازی است و نه جنس مهره‌ها" می‌نویسد: واره شیر می‌رود ولی واره پول می‌آید!
پیوست "نگاهی به مشارکت‌های سنتی زنان ایرانی با محور اصلی همیاری"، پایان‌بخش این کتاب است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:11  توسط دکتر فرهادی  | 

آثار استاد

فرهنگ یاریگری در ایران» و «واره»
 
a1aa896dc1a44ba9a321923c43e0a7ff.jpg

کاوشگر سرزمین های ناشناخته
نگاهی به جهان اندیشه دکتر مرتضی فرهادی  
در دو کتاب « فرهنگ یاریگری در ایران » 1 و « واره » 2

پژوهش های دکتر فرهادی از حدود چهل سال پیش تا کنون در نشریات تخصصی و کتابهای گوناگون منتشر شده است. نخستین پژوهش میدانی و مردم شناسی ایشان در سال 1347 انجام گرفت که در سال 1348، در مجموعه ای به نام « کتاب روستا» به چاپ رسید. از کتابهای وی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
« در فصل های خنده دشوار » ( مجموعه شعر) شب شکن 1357، « نامه کمره » ( دو جلد ) امیر کبیر 1369، « نگاهی به پیشینه و اهمیت کبوترخانه های ایران»  جشنواره هنری- ادبی روستا 1372، « فرهنگ یاری گری در ایران» نشر دانشگاهی1373 ( کتاب برجسته هفتمین دوره معرفی کتابهای برگزیده دانشگاه تهران، برنده جایزه نخست نهمین جشنواره روستا، کتاب برگزیده سیزدهمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در زمینه علوم اجتماعی)، « موزه هایی در باد » ( رساله ای در باب مردم شناسی هنر ) دانشگاه علامه طباطبایی 1377 ( پژوهش برگزیده فرهنگی سال در زمینه مردم شناسی و تاریخ هنر، کتاب برجسته هشتمین دوره معرفی کتابهای برگزیده دانشگاه تهران)، « موزه های باز یافته » ( گمانه زنی هایی در فرهنگ عشایر روستاییان سیرجان، بافت، بردسیر و شهر بابک استان کرمان) انتشارات کرمانشناسی 1378، « واره» ( نوعی تعاونی سنتی زنانه در ایران ) دفتر مطالعات و برنامه ریزی وزارت جهاد کشاورزی 1380 ( کتاب برجسته بیستمین دوره معرفی کتابهای برگزیده دانشگاه تهران، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در زمینه علوم اجتماعی).
کتابهای ذیل از ایشان در دست انتشار است:
« قفل و قفس، قناره و قداره » ( طرحها، کاریکاتورها و کاریواژه نگاریهای پیش از انقلاب) ، « کبوترخانه های ایران» ، « بانگ آب» ( مجموعه مقالات در پیوند با مسأله آب در ایران ) ، « شیوه های سنتی به ورزی و توان بخشی زمین کشاورزی در ایران» ، «فرهنگ یاری در دامداری» ( درآمدی بر مردم شناسی و جامعه شناسی تعاون در ایران ) ، « خورهه و نیمه ور دو کهنسال نام آور شهرستان محلات» ، « نقش و نگارهای گلیمینه های طایفه کورکی و قالیچه های گل برجشته دوره نازوج» ، « ترانه های کار ایران، کارآواهای فراموش شده» ، « از شیرگان تا سیرجان » ( رساله ای در جغرافیای تاریخی و باستان شناسی شهرستان سیرجان) و «نامه کمره» با تجدید نظر و افزوده شدن پژوهشها و اطلاعات تازه در چهار جلد.

مقدمه
چگونگی دست یابی به توسعه و بالندگی در کشورهای صنعتی، یکی از دلمشغولی های اصحاب اندیشه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه است. در این میان، شناخت از تحولات ژاپن، به عنوان کشوری آسیایی با یک تمدن کهن، که توانست از خاکستر جنگ جهانی دوم برخاسته و به چنان پیشرفتی برسد که همه جهانیان را شگفت زده کند، به عنوان یک الگو برای کشورهای توسعه نیافته مطرح است.
آنچه که موجب حیرت ما به عنوان یک فرد ایرانی می شود، این حقیقت است که (( ژاپن در دورانی حدود 260 سال ( از 1620 تا 1868 میلادی )، همزمان با دوره حکومت صفویه در ایران، کشوری منزوی بوده است. )) 3 در مقابل، کشور ما توانسته بود که امپراتوری و اقتدار گذشته خود را بعد از سالیان دراز به دست آورده و با جهان توسعه یافته آن روز ارتباط برقرار کند. اما این اقتدار و ارتباط چندان پایدار و ماندگار نبود و نتوانست موجب شناخت دولت مردان آن روز ایران از تحولات جهان پیرامون شده، و  شرایط گذار به توسعه همه جانبه را فراهم نماید. اما ژاپن، در عین اینکه در آن روزگار کشوری منزوی و توسعه نیافته بود، توانست این شکاف و به اصطلاح « گپ تاریخی » را پر نماید.
از خلال پژوهشهای صورت گرفته در مورد توسعه یافتگی ژاپن می توان چنین نتیجه گرفت که عواملی چون نظام فئودالی ژاپن، مذهب کنفوسیوس4، (( تفکرات اقتصادی فردی به نام « شوشی» که از فیلسوفان بزرگ چینی است))، 5 آئین شینتو6، ناسیونالیسم ژاپنی7 و ترجمه کتب خارجی، نقش مؤثری داشته اند. از این رو، (( چنین به نظر می رسد که یک اراده ملی از مردم و طبقات اجتماعی ژاپن گرفته تا دین و حکومت، توأمان بر آن شدند که در راه توسعه گام نهند و با علم غرب در آمیزند. نفس این هماهنگی، خود در جلوگیری از انقطاع فرهنگی در ژاپن نقشی اساسی داشته است.))8 بنابراین باید گفت، ژاپن در عین حفظ و وفاداری به سنت های خود، توانست به پیشرفت و صنعتی شدن دست یابد؛ به گونه ای که امروز بعد از امریکا، دومین کشور صنعتی جهان به حساب می آید. حال این سؤال مطرح می شود که چگونه می توان در عین سنتی بودن، گذشته گرا نبوده و به توسعه نیز دست بافت؟ دکتر مرتضی فرهادی تلاش کرده است که در مقالات و کتاب های خود، به خصوص در دو کتاب« فرهنگ یاریگری در ایران » و« واره »، آن بخش از سنت ایرانیان را که نه همچون مانعی بر سر راه تجدد، بلکه نیرو و محرک لازم را به موتور توسعه جامعه ایران می بخشد، بازیابی کرده و وجوه گوناگون آنها را تبیین نماید.
هر دو کتاب فوق را باید دارای دو بخش کلی دانست، در یک بخش ما با شیوه ها و راههای عجیب و حیرت انگیزی در کشاورزی و دامپروری آشنا می شویم که در طی سالیان دراز، نسل اندر نسل منتقل شده اند، اما نگاه منفعل و بدون مطالعه و آگاهی، آنها را نابود کرده و یا در معرض انقراض قرار داده است. بخش دوم رد نظریه کسانی است که یکی از عوامل عقب ماندگی ایرانیان را وجود روحیه خودمحوری و تکروی دانسته اند.

فرهنگ یاریگری در ایران
یاریگری از ویژگی های یک جامعه سنتی است. از آنجایی که بخش قابل توجهی از جامعه ایران، تا اواسط دهه 50 ، وارد زیست شهری مدرن نشده بودند، یاریگری از اهمیت بسزایی برخوردار بود. منظور از یاریگری (( یکی بودن و همسویی کوششهای دو و یا تعداد بیشتری از افراد است، برای دستیابی به هدف یا هدفهایی معین با نیت و منظوری واحد و یا متفاوت )) (ص2).
کتاب « فرهنگ یاریگر در ایران » از سه بخش تشکیل شده است، بخش اول: شامل مسائل کلی تر کتاب. بخش دوم: شامل یاریگریهای سنتی در زمینه آب و آبیاری. بخش سوم: شامل یاوریها و تعاونیهای سنتی در زمینه کشتکاری است. هر یک از بخش های فوق خود به سه فصل تقسیم می شوند.
 محور شکل گیری یاریگریهای یاد شده در این کتاب (( بیشتر مبنای « اقتصادی » دارد، ولی عوامل دیگری ( به صورت آشکار و نهان ) در دوام و قوام این گونه یاریگریها تأثیر داشته است. عواملی چون: گریز از تنهایی، خستگی و دلزدگیهای ناشی از کار فردی و یکنواخت؛ دستیابی به احساس امنیت حاصل از پذیرش در گروه و پرداختن به کار شادی آفرین و دل انگیز گروهی؛ تحکیم روابط دوستی، همسایگی، خویشاوندی، و بالاخره، دلپذیر کردن سختیها و مشکلات زندگی ))( ص 6).
فرهادی قبل از پرداختن به مسئله یاریگری بر لزوم تحقیق و مطالعه فرهنگ بومی ایران تأکید می کند، زیرا معتقد است که عدم مطالعه همه جانبه و شناخت از فرهنگ بومی، موجب خسارات اقتصادی، اجتماعی و روانی جبران ناپذیری شده است. از این رو، وی سه مسئله مهم را که در کشاورزی ایران که به آن بی توجهی شده است بیان می  کند:
مسئله اول: خشک شدن قناتها در مناطق بیابانی و نیمه بیابانی بر اثر حفر چاههای عمیق است. در اهمیت قناتها همین بس که (( اگر تعداد قنوات ایران 000/20 رشته در نظر گرفته شود، با توجه به دبی ( مقیاس آبدهی ) قنات معدل که 25 لیتر در ثانیه تعیین گردیده، میزان کل دبی قنوات ایران ... معادل 9 برابر مخزن سفید رود بزرگترین سد مخزنی ایران، و 80 برابر مخزن سد کرج و 2/1 برابر دبی متوسط سالیانه رودخانه کارون خواهد بود )) (ص 18 ).
دومین مسئله: کشاورزی ایران، کود و کودرزی است. در کشاورزی سنتی ایران یکی از راههای تهیه کود، استفاده از کبوترخانه ها ( به صورت برجهای گنبدی شکل هستند) بود. کودهای به دست آمده از کبوترخانه ها جزو بهترین و مرغوب ترین نوع کود است. در اهمیت آن همین بس (( که در کتاب « علم فلاحت و زراعت » که پس از سال 700 هجری نوشته شده و مؤلف آن ناشناخته است، ... نویسنده با دقتی کم نظیر... به ذکر بیش از 16 نوع کود و محل و نحوه مصرف هر یک می پردازد.)) 9  به عقیده دکتر مرتضی فرهادی، کشاورزان یزدی، اصفهانی و شمالی، تجربه های با ارزش و گرانبهائی در این زمینه دارند.
سومین مسئله: کشاورزی ایران، تعاونیهای سنتی است. فکر اصلی در ایجاد تعاونی، بر پایه این اصل قرار دارد که، افراد خود برای همکاری گرد هم آیند. از این رو، تقریباً در همه جا، تعاونیهای سنتی به این اصل دست یافته بودند. بنیان تعاونیهای سنتی متمرکز در سطح « خود مصرفی » است. اما سیاستهای دولتی به سمتی پیش رفت که تعاونیهای  رسمی ، که  الگو برداری  از تعاونیهای غربی  بود ، جایگزین آنها شد. بنیان این  گونه  تعاونیها  بر « بازرگانی و تجارت » نهاده شده است. بنابر این، در تضاد با اصل تعاون و تعاونیهای سنتی قرار گرفت، و در نهایت موجب حذف تعاونیهای سنتی گردید.
 یکی دیگر از مسائل مهمی که دکتر فرهادی در کتاب خود به آن می پردازد، رد نظریه « خودمحوری » ایرانیان است. به عنوان مثال می توان به نظریه های « ترویج » و « لمتون» اشاره کرد. در این زمینه خانم « لمتون » در کتاب « مالک و زارع در ایران»، معتقد است که دهقانان ایرانی همانند مالکان و طبقات دیگر، چنان در فن همکاری بی تجربه اند که نمی توان تصویر روشنی ازروحیه مشارکتی در آینده آنان متصور شد. وی دلایل این امر را در: 1- سرگرمی به مسائل روزمره 2- اعتقاد به قضا و قدر و تسلیم و رضا به وضع موجود 3- عدم وجود تمایلات سیاسی می داند.
به عقیده دکتر مرتضی فرهادی، علت رواج نظریه تکروی روستائیان ایرانی در (( کمبود مطالعات در این زمینه است؛ که باعث شد اثر خانم لمتون یکه تاز باشد. قیاس روستائیان جامعه ما با روحیه دهقانان اروپایی است که پس از انقلاب صنعتی در قرن هیجدهم پدید آمد. از دلایل دیگر، « دلیل تراشی » کادرهای رده بالای اداری رژیم پیشین بوده است که می خواستند بر دلایل واقعی شکست برنامه هایشان سرپوش بگذارند. روحیه فردگرایانه برخی روشنفکران شهری ما نسبت به کل جامعه و فرافکنی این روحیه نیز از دیگر دلایل اعتقاد به نظریه تکروی بوده است )) ( ص 34 ). دکتر فرهادی در رد نظریه تکروی روستائیان ایرانی، سه نوع فعالیت روستائیان را که بر پایه همکاری است، بر می شمارد، و نمونه های متعددی برای هر یک می آورد. وی سه نوع فعالیت بر پایه یاریگری را بیان می کند: فعالیت نوع اول: شامل فعالیت های ساختمانی است. فعالیت نوع دوم: شامل تهیه منابع آب برای مصارف آبیاری و آشامیدن و لایروبی. فعالیت نوع سوم: شامل فعالیت های راهسازی است. هر یک از این یاریگری ها یا به صورت مجزا، یا ترکیبی دوتایی و یا ترکیب همه با هم قابل مشاهده است.
یکی از کارهای درخشانی که دکتر فرهادی در این کتاب انجام داده است، گونه شناسی و طبقه بندی انواع یاریگری است، که برای نخستین بار انجام شده است. گونه شناسی یاریگریها به این ترتیب است:
1- خودیاری 2- دگریاری 3- تعاونیهای سنتی 4- همیاری 10

واره
کتاب « واره » به نوعی جلد دوم کتاب فرهنگ یاریگری به شمار می آید. اگر در فرهنگ یاریگری، شاهد انواع یاریگریها در آبیاری و کشتکاری بودیم، در « واره » این یاریگریها را در دامداری می توانیم مشاهده کنیم.
« واره » ، نوعی تعاونی سنتی کهن و زنانه در ایران است. در واقع می توانیم بگوئیم که یک سازمان اجتماعی غیر رسمی است. زیرا تمام ویژگیهای یک گروه منسجم را داراست؛ بنابراین، هدف مشخصی دارند، رابطه هایش بی واسطه و چهره به چهره است، دارای ارزش است و در نهایت از یک هنجار و نظم دقیقی برخوردار می باشد. گستردگی « واره» در ایران به اندازه ای بود که (( در سال 1335 حداقل، حدود 2 میلیون زن ایرانی، در 000/400 هزار تعاونی تولید سنتی واره عضو بودند.)) 11 دامنه این نفوذ، تمام روستاها و ایلات و عشایر ایران را در بر می گرفت. از این رو، پی می بریم که زنان ایرانی از دیرباز در اقتصاد خانواده نقش مؤثری داشتند. اصولاً مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی یکی از عوامل مهم در توسعه یک کشور به شمار می آید. در نتیجه، تجربه « واره » می تواند زمینه سازی برای حضور بیشتر زنان ایرانی در سطوح مختلف فعالیت اجتماعی را فراهم نماید. اثر چنین اعتماد و دادن حقوق شهروندی به زنان، سرعت بخشیدن به چرخهای ماشین کند توسعه  در کشورمان است.
در مورد « واره » این نکته بسیار مهم قابل ذکر است که (( « واره » همان شگردی است که ایرانیان برای رسیدن به خودکفایی در این زمینه در گذشته اندیشیده اند و به احتمال زیاد، تا همان مقطع 1335 توانسته بودند کشور را از نظر تولید فرآورده های لبنی خودکفا کنند )) ( ص 97 ). البته قابل ذکر است که زنجیره تولیدات لبنی بسیار متنوع بود، به گونه ای که (( در میان عشایر بافت کرمان زنجیره لبنی به 17 و فرآورده های شیری ایلات سنگسر به 22 می رسد )) ( ص 97 ). همین امر نشان از اهمیت « واره » می دهد. در واقع « واره » می توانست به عنوان پشتوانه توسعه صنعتی به شمار آید. متأسفانه « واره » در شکل تولیدی خود نابود شد و امروزه به شکل مصرفی درآمده است.12  این تغییر جهت و تغییر ماهیت « واره » ، بزرگترین لطمه را به روند توسعه یافتگی ما وارد آورده است. چرا باید « واره » تولیدی که می توانست به صورت صنعی درآی13 مانند بسیاری از فعالیت های تولیدی ما سر از مصرف گرایی و سوداگری درآورد؟
به عقیده دکتر فرهادی، « واره » دارای دو کارکرد اقتصادی و غیر اقتصادی بود:
 الف) کارکرد اقتصادی شامل:
1- واره و میزان شیر 2- واره و ماهیت شیر  3- واره و تقدس شیء 14  4- واره و بازارهای مصرف روزانه     شیر 5- واره و فن آوری  6- واره و صرفه جویی در زمان 7- واره و صرفه جویی در نیروی کار 8- واره و تأمین نیروی کار.
ب) کارکرد غیر اقتصادی واره:
1- پذیرش اجتماعی  2- مبادله تنشها و تشفی روانی 3- مبادله اطلاعات: مانند مرگ و میر، ازدواج و غیره 4-اوقات فراغت زنان و واره 5- استقلال اقتصادی زنان و واره: در واره زنان از عواید اقتصادی و حقوقی برخوردار بودند. از این رو برای حفظ این موقعیت، از حضور مردان در واره جلوگیری می کردند. 15
کتاب « واره » از یک مقدمه مفصل و روشنگر و یازده فصل تشکیل شده است. فصل اول: کلیات. فصل دوم: پیشینه واره در فرهنگ و اقتصاد ایران. فصل سوم: زمینه های فرهنگی تداوم واره. فصل چهارم: دلایل تداوم و کارکردهای واره. فصل پنجم: گزینش در سازمان واره. فصل ششم: عوامل مؤثر در شروع واره و بازمانده جشنهای آن. فصل هفتم: چگونگی تحول شیر به واره. فصل هشتم: فنون و روشهای اندازه ای و محاسبه شیر. فصل نهم: گردش شیر و قواعد آن. فصل دهم: تعطیلات واره ( شیرلنگ ). فصل یازدهم: فهرستها.

پی نوشت:

1. فرهنگ یاریگری در ایران ( درآمدی به مردم شناسی و جامعه شناسی تعاون ) /  مرتضی فرهادی / مرکز نشر دانشگاهی / چاپ دوم 1376
2. واره ( درآمدی به مردم شناسی و جامعه شناسی تعاون و مشارکت مردمی ) / مرتضی فرهادی / وزارت جهاد کشاورزی، معاونت ترویج و مشارکت مردمی / چاپ اول 1380
3. گفت و گو با دکتر محمد نقی زاده،  رئیس مؤسسه تحقیقات بین المللی دانشگاه میجی ژاپن / ماهنامه تدبیر،
 شماره 107 ، آبان 1379 / ص 70
4. نامی ترین فیلسوف و دانشمند چینی ( 551 – 479 ق.م ). وی موجد طریقه اخلاقی بسیار بود که اساس آن بر صمیمیت نسبت به سنن ملی و قومی و خانوداگی است. پایه تعالیم او روی پنج رابطه بنا شده که عبارتند از: 1- رابطه کارفرما و کارگر 2- پدر و پسر 3- زن و شوهر 4- برادر بزرگتر و برادر کوچکتر 5- دوست بزرگتر و دوست کوچکتر.
5. گفت و گو با دکتر محمد نقی زاده / همان منبع.
6. دین رایج در ژاپن که بر اساس پرستش نیاکان، رب النوعها و اعتقاد به منشأ آسمانی امپراتور پدید آمده است.
7. در سال 1868 میلادی حکومت فئودالی « توگوبا » سرنگون می شود و حکومت ناسیونالیستی « میجی »، که از آن به عنوان رستاخیز میجی نام می برند، جایگزین آن می شود.
8. دکتر مرتضی فرهادی / صنعت در برابر سنت یا برفراز آن / فصلنامه نامه پژوهش، سال اول، شماره 1 ، تابستان 1375 / ص 42
9. نگاهی به اهمیت و پیشینه کبوترخانه های ایران / دکتر مرتضی فرهادی /  وزارت جهاد کشاورزی / چاپ اول 1372 / ص 34
10. برای شناخت دقیق از این تقسیم بندی نگاه کنید به فصل 3 کتاب، و جدول های متعددی که ارائه شده است.
11. مرتصی فرهادی / واره نوعی تعاونی سنتی کهن زنانه / فصلنامه رشد علوم اجتمای / شماره 6 و 7 ، زمستان 69 و بهار 1370
12. رایج ترین آن صندوق های پولی است که زنان خانه دار ایرانی تشکیل داده اند. در این شیوه اعضاء هر ماه مقدار پول معینی، مثلاً 10 هزار تا 100 هزار تومان، می پردازند. در مقابل هر ماه در بین اعضاء قرعه کشی صورت می گیرد و از100 هزار تومان تا 1 میلیون و 2 میلیون پول می گیرند.

13. در دهه 60 و در زمان جنگ، ما شاهد شکل گیری « واره » صنعتی بودیم. به این معنی که کل شیری که از واره به دست می آمد، توسط اتومبیلی که به روستا می آمد گرفته شده و به کارخانه برده می شد. اما بعد از مدتی این شیوه هم مانند خود « واره » از بین رفت.
14.  برای آگاهی بیشتر از نقش اشیاء مقدس در حوزه اقتصاد در فرهنگ ایرانی، نگاه کنید به:
مختصات شییء مقدس / دکتر مرتضی فرهادی / فصلنامه نمایه پژوهش، شماره 8 و 7 ، پاییز و زمستان 1377
15. در این مورد دو نکته قابل ذکر است: نخست، همین حفظ پایگاه و قدرت اقتصادی توسط زنان، یکی از دلایلی بود که واره را به صورت یک کار زنانه درآورده بود. دوم، از زاویه فمینیسمی این موضوع جالب خواهد بود؛ امروزه یکی از دلایل سلطه مردان بر زنان، عدم وجود پایگاه اقتصادی برای آنها است. تا زمانی که زنان ما نتوانند قدرت اقتصادی به دست بیاورند، نمی توانند حقوق دیگر خود را به دست آورند. از این رو، « واره » می تواند به عنوان یک سازمان پیش رو، که هویت مستقلی به زنان در مقابل مردان داده بود، مطرح باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:9  توسط دکتر فرهادی  | 

آثار استاد

«انسان‌شناسي ياريگري» يكي از همين دست كتاب‌ها است كه بتازگي توسط نشر ثالث منتشر شده و نمي‌شود خواندن آن را توصيه نكرد كتابي اثر دكتر مرتضي فرهادي برنده 3 دوره جايزه كتاب سال كه آثارش از جمله «واره» در حوزه علوم اجتماعي و جامعه‌شناسي بسيار شناخته شده است.

كتاب حاضر به جزء مقدمه مبسوط داراي 10 فصل است كه رفتارهاي ياريگرانه جانوران ـ آدمي‌گري و ياريگري واقعيت‌ها، ضرورت‌ها و پيشينه ياريگري، فرهنگ ايراني و مشاركت و... را در بر مي‌گيرد.

كتاب انسان‌شناسي ياريگري اگرچه كتابي تخصصي و مرجعي براي دانشجويان علوم اجتماعي است اما بواقع اين اثر مي‌تواند الگويي براي روش و ادبيات تحقيق و ارجاع و امانت داري باشد و همچنين در آميختن مطالعات و تحقيقات ميداني و كتابخانه‌اي كه حاصل چند دهه تجربه و حضور فرهادي در روستاها است در حوزه كتاب‌هاي تحقيقي در روزگار ما الگويي اگر نگوييم بي نظير قطعا كم نظير است.

اما جان كلام فرهادي را اگر بخواهيم در اين اثر بيان كنيم شايد تنها بتوان از شيخ اجل سعدي كمك گرفت كه مي‌گويد: «مورچگان را چو بود اتفاق ‌/‌ شير ژيان را بدرانند پوست» و اتفاقا خود فرهادي قريحه و ذوق شاعري هم دارد و حتي انتشار مجموعه شعر را در ميان آثار او مي‌توان ديد و اصلا رويكرد فرهنگي كه او با مصداق‌هاي ادبي در طول كتاب‌هايش براي تفهيم ياريگري، تعاون و همكاري دنبال كرده به نوعي وجه تمايز و مولفه كاري او محسوب مي‌شود و همچنين تاكيد ويژه‌اي كه او نه تنها در اين كتاب كه در چند دهه گذشته در نوشته‌ها و مصاحبه‌هايش بر مفهومي به نام پتانسيل فرهنگي داشته و دارد دقيقا در همين راستاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:5  توسط دکتر فرهادی  |